کد مطلب: 57539 درج نظر
زمان مطالعه: 2 دقیقه
اتهامی که زندگی کاپیتان انگلیس را دگرگون کرد

اتهامی که زندگی کاپیتان انگلیس را دگرگون کرد

ورزشکاران بزرگ با افتخارات خود می توانند میلیون ها هوادار را خوشحال کنند و از این نظر، حق بزرگی گردن طرفداران خود دارند. اما این حق تا کجا می تواند ادامه داشته باشد؟
زمان مطالعه: 2 دقیقه

ورزشکاران بزرگ با افتخارات خود می توانند میلیون ها هوادار را خوشحال کنند و از این نظر، حق بزرگی گردن طرفداران خود دارند. اما این حق تا کجا می تواند ادامه داشته باشد؟ آیا هر بازیکنی به خاطر چند سال بازی در یک تیم بزرگ، باید انتظار داشته باشد که باشگاه و طرفدارانش تا ابد او را فراموش نکنند و بعد از آن هم، به خانواده اش رسیدگی کنند؟

این مساله در کشور ما طبیعی است. اما قطعا نمی تواند خیلی منطقی باشد. مثلا در تیمهای بزرگ انگلیس که خیلی از آنها حدود 150 سال قدمت دارند، اگر قرار باشه تیمها و طرفداران، بازیکنای قدیمی شان را فراموش نکنند، توجه هر تیم باید به بیشتر از هزار بازیکن و خانواده های آنها باشد و در هنگام مشکلات مالی به کمک آنها برود!

در حالی که به هیچ عنوان این طور نیست. وظیفه یک ستاره، درخشیدن در میدان برای باشگاه و تیم ملی اش است و در ازای آن، صاحب حقوق، جایزه و البته شهرت و محبوبیت می شود. او می تواند هرچقدر می خواهد ثروت جمع کند اما بعد از پایان دوران حرفه ای خود، باید همه چیز را از نو شروع کند و اگه موفق به این کار نشود، به مرور از مرکز توجهات دور می گردد.

بابی مور

برای مثال، در سال 1966 انگلیس میزبان جام جهانی بود و « بابی مور» کاپیتان سه شیرها به افتخاری رسید که قبل و بعد از او، هرگز هیچ انگلیسی به آن دست پیدا نکرد؛ فتح جام جهانی به عنوان کاپیتان انگلیس. آن هم در شرایطی که در بازی فینال، او روی دو گل حیاتی تیمش تاثیر مستقیم داشت.

همین افتخار کافی بود که نام بابی مور را برای ابد در فوتبال جزیره ماندگار کنه. با این حال، چهار سال بعد، اتفاقی عجیب و غیرمنتظره برای مور افتاد. در اردوی آماده سازی انگلیس برای حضور در جام جهانی 1970 مکزیک که در کلمبیا برپا شده بود، مور از طرف یک مغازه دار، به سرقت یک تکه جواهر متهم شد.

این اتهام به اندازه کافی عجیب بود؛ مخصوصا این که هیچ وقت چنین جواهری پیدا نشد و حتی کسی ندید که مور چنین کاری کند.

کاپیتان انگلیس ناچارا بازداشت شد و دیرتر از سایر بازیکنان تیمش توانست به مکزیک سفر کند. هیچ کدام از فوتبال دوستان در سراسر دنیا نتوانستند این اتهام را باور کنند و با آغاز جام جهانی، کم کم همه چیز فراموش شد.

بابی مور

اما حوادث بعدی که در زندگی مور رخ داد، ثابت کرد که او با وجود همه محبوبیت خود و تمام افتخاراتی که با تیم ملی و باشگاه وستهام به دست آورد، هرگز نتوانست از سایه آن اتهام عجیب خارج شود.

مور از 1962 تا 1973 در 108 بازی ملی برای سه شیرها به میدان رفت و بعد از آن هم تا یک دهه بعد، فوتبال باشگاهی را در لیگ آمریکا ادامه داد. بعد از آن بود که انتظار طولانی اش برای مربیگری شروع شد.

سه تیم کوچک و کم اهمیت آکسفوردسیتی، ایسترن اسپورت کلاب( هنگ کنگ) و ساوث اِند یونایتد تنها تیمهایی بودند که به او فرصت مربیگری دادند و بعد از آن که مور از مربیگری تیمهای مطرح ناامید شد، مجبور شد ارتباط خود با فوتبال را از طریق آموزش کودکان در آمادمی های فوتبال ادامه دهد.

ظاهرا خیلی بیرحمانه بود؛ اما این واقعیت داشت و فرصتی که نصیب خیلی از بازیکنان کوچک تر از مور شده بود، هرگز به او داده نشد.

او در 24 فوریه 1993 در اثر سرطان از دنیا رفت؛ در حالی که 51 سال بیشتر نداشت.

بعد از مرگ او، هواداران وستهام یادش را گرامی داشتند. حتی در بیستمین سالگرد مرگ مور هم او را فراموش نکردند و طرح آجری بابی مور و شماره لباسش( عدد 6) را در ورزشگاه خانگی شون آماده کردند. چندین مجسمه معروف از مور ساخته شد؛ از جمله در ورودی استادیوم ومبلی، داخل ورزشگاه آپتون پارک و حتی گرین استریت لندن.

بابی مور هنوز هم در فوتبال انگلیس محبوب است. اما محبوبیت و افتخار هرگز باعث نشد که مسوولان فوتبال انگلیس، اصول حرفه ای شان را زیر پا بگذارند و تیمهای بزرگ خود را به او بسپارند.

بابی مور

معرفی نویسنده:

Sport journalist & book author
runner & expert in radio

ثبت نظر درباره «اتهامی که زندگی کاپیتان انگلیس را دگرگون کرد»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

5 + 9 = ?