زندگینامه شهید بهنام محمدی: نوجوان ۱۳ ساله | آسمونی
کد مطلب: 7368 درج نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
زندگینامه شهید بهنام محمدی

زندگینامه شهید بهنام محمدی

هنگام آغاز جنگ تحمیلی بهنام سیزده سال و هشت ماه داشت و می‌گفت:" می خواهم طوری باشم که در آینده سراسر ایران مرا به خوبی یاد کنند و یک قهرمان ملی باشم."
زمان مطالعه: 4 دقیقه
نام و نام خانوادگی بهنام محمدی راد
تاریخ تولد 12 بهمن 1345
تاریخ شهادت 28 مهر 1359
نحوه شهادت ترکش خمپاره به سر و سینه
محل تولد خرمشهر
محل دفن قطعه شهدای کلگه شهرستان مسجد سلیمان
نام پدر زورعلی

 

شهید بهنام محمدی کیست؟

بهنام در منزل پدر بزرگش در خرمشهر به‌ دنیا آمد. ریزه بود و استخوانی اما فرز، چابک، بازیگوش و سرزبان دار. شهریور 1359 شایعه حمله عراقی ها به خرمشهر قوت گرفته بود خیلی ها داشتند شهر را ترک می کردند. کسی باور نمی کرد که خرمشهر به دست عراقی ها بیفتد اما جنگ واقعاً شروع شده بود. او که فقط 13 سال سن داشت، تصمیم گرفت بماند. مردانه ایستاد. هم می جنگید هم به مردم کمک می کرد. بمباران که می شد می دوید و به مجروحین می رسید. او با همان جسم کوچک اما روح بزرگ و دل دریایی‌اش به قلب دشمن می‌زد و با وجود مخالفت فرماندهان، خود را به صف اول نبرد می‌رساند تا از شهر و دیار خود دفاع کند. بهنام چندین بار نیز به اسارت دشمن درآمد؛ اما هر بار با توسل به شیوه‌ای از دست آنان می گریخت.

برای فریب عراقی ها می زد زیر گریه و می گفت: "من دنبال مامانم می گردم گمش کردم" او با بهره گیری از توان و جسارت خود توانست اطلاعات ارزشمندی از موقعیت دشمن را به دست آورده و در اختیار فرماندهان جنگ قرار دهد.

عراقی ها که فکر نمی کردند این نوجوان 13 ساله قصد شناسایی مواضع، تجهیزات و نفرات آنها را دارد، رهایش می کردند. یک بار که رفته بود شناسایی، عراقی ها گیرش انداختند و چند تا سیلی آبدار به او زدند جای دست سنگین مامور عراقی روی صورت بهنام مانده بود وقتی برگشت دستش را روی سرخی صورتش گرفته بود هیچ چیز نمی گفت فقط به بچه ها اشاره کرد عراقی ها کجا هستند و بچه ها راه می افتادند. این شیر بچه شجاع و پرتلاش بختیاری در رساندن مهمات به رزمندگان اسلام بسیار تلاش می کرد. گاه آنقدر نارنجک و فشنگ به بند حمایل خود آویزان می‌کرد که به سختی می توانست راه برود. علاقه عجیبی به امام خمینی (ره) داشت، به گونه ای که اینگونه سفارش کرده بود: از بچه‌ها می‌خواهم که نگذارند امام تنها بماند و خدای ناکرده احساس تنهایی بکند. بهنام محمدی نوجوان 13-12 ساله‌ای بود که در تمام روزهای مقاومت از 31 شهریور تا 28 مهر 59 در خرمشهر ماند.

شجاعت بهنام محمدی در تعویض پرچم ها

یکی از دوستانش در باره خاطرات شهید بهنام محمدی می گوید: «در یک روز از یک ساختمان بلند در خرمشهر بالا رفت. پرچم عراق را که دید خودش را بصورت نامحسوس به ساختمان رساند و پرچم عراق را پایین آورد و بجایش پرچم ایران را بر افراشت. این حرکت او باعث تقویت روحیه بچه ها شد. جالب اینجاست که عراقی ها تا 18 آبان اصلاً متوجه این قضیه نشدند!

او بعد از تعویض کردن پرچم ها نزد دوستانش رفت و دوستانش دیدند که دستان بهنام بخاطر پایین کشیدن پرچم عراق زخمی شده است. گروهبان مقدم، از کوله پشتی خود باندی را بیرون آورد تا دستش را پانسمان کند. اما محمدی قبول نکرد و همچنان می دوید و گروهبان مقدم هم دنبال او می دوید. او می گفت این باند را بگذار برای آنهایی که تیر خورده اند. او یک مشت خاک از زمین برداشت و روی دست زخمی اش ریخت و رفت.»

بهنام محمدی چگونه شهید شد

با تشدید جنگ و تنگ ترشدن حلقه محاصره خرمشهر, خمپاره ها امان شهر را بریده بودند. درگیری در خیابان آرش شدت گرفته بود مثل همیشه بهنام سر رسید اما نارحتی بچه ها دیگر تاثیری نداشت او کار خودش را می کرد کنار مدرسه امیر معزی (شهید آلبوغبیش) اوضاع خیلی سخت شده بود. ناگهان بچه ها متوجه شدند که بهنام گوشه ای افتاده است و از سر و سینه اش خون می جوشید پیراهن آبی و چهار خونه بهنام غرق خون شده بود و چند روز قبل از سقوط خرمشهر شیر بچه دلاور خوزستانی بالاخره در 1359/7/28 پر کشید.

این کبوتر خونین بال در قطعه شهدای کلگه شهرستان مسجد سلیمان شهر آبا و اجدادش مدفون است. در سال 1389 طی یک مراسم باشکوه و با شرکت مسئولان و مدیران استان خوزستان و هزاران نفر از اهالی شریف شهرستان مسجد سلیمان، مزار مطهر این شهید بزرگ به قطعه شهدای گمنام در ورودی شهر مسجد سلیمان انتقال یافت.

بهنام نوجوان 13-12 ساله‌ای بود که در تمام روزهای مقاومت از 31 شهریور تا 28 مهر 59 در خرمشهر ماند. و به قول تمام بچه‌های خرمشهر باعث دلگرمی رزمنده‌ها بود. اینکه نوجوانی در آن سن و سال و با آن قد و قواره کوچک در شهری که بیشتر از اینکه بوی زندگی بدهد بوی مرگ و خون می‌دهد مانده، شاید امروز برای من و تو باور‌پذیر نباشد.

با خودم فکر می‌کنم چه می‌شود نوجوانی که تا قبل از 31 شهریور در کوچه با هم‌سن و سال‌های خود بازی می‌کرد و آماده شروع سال تحصیلی جدید می‌شد بعد از 2 الی 3 هفته به مدافعی تبدیل می‌شود که بعد از رفتنش همه مدافعان بی‌تاب اند. بهنام نمونه و تصویری کامل از حماسه آفرینی رزمندگان اسلام است که به خلق تفکر و فرهنگی غنی منجر شد، که می توان از آن به عنوان «فرهنگ مقاومت و پایداری» یا «فرهنگ ایثار و شهادت» نام برد. 

وصیت نامه شهید بهنام محمدی

بسم الله الرحمن الرحیم من نمیدانم چه بگویم. من و دوستانم در خرمشهر می جنگیم به ما خیانت می شود. من می خواهم وصیت کنم، هر لحظه در انتظار شهادت هستم. پیام من به پدر و مادر ها این است که بچه های خود را لوس و ننر بار نیاورید. از بچه ها می خواهم امام را تنها نگذارند و خدا را فراموش نکنند. به خدا توکل کنند. پدر و مادرها فرزندان خود را اهل مبارزه و جهاد در راه خدا بار بیاورید. 

جایزه ویژه جشنواره فیلم کودک به شهید بهنام محمدی

شهید بهنام محمدی راد بعنوان یک الگوی قهرمان برای کودکان و نوجوانان در نظر گرفته شده است. با ابتکار سید احمد میرعلایی تهیه کننده سینما، مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی و همچنین دبیر جشنواره فیلم کودک، او را از دوره بیست و پنجم جشنواره فیلم کودک تبدیل به یکی از محورهای اصلی جشنواره کردند.

عکس شهید بهنام محمدی

عکس شهید بهنام محمدی
عکس شهید بهنام محمدی در خرمشهر
عکس شهید بهنام محمدی
عکس شهید بهنام محمدی با اسلحه
توصیه شهید بهنام محمدی به نوجوانان
توصیه شهید بهنام محمدی به نوجوانان
نقاشی شهید بهنام محمدی
نقاشی شهید بهنام محمدی
عکس قبر شهید بهنام محمدی
عکس قبر شهید بهنام محمدی
تکه شهدای کلگه شهرستان مسجد سلیمان، آرامگاه شهید بهنام محمدی
مقبره شهدای کلگه شهرستان مسجد سلیمان، آرامگاه شهید بهنام محمدی

 

www.Asemooni.com

: برای دریافت مشاوره درباره زندگینامه شهید بهنام محمدی فرم زیر را تکمیل کنید
پرداخت هزینه مشاوره

معرفی نویسنده:

محتوا و مقالات پروفایل عمومی آسمونی توسط جمعی از همکاران دپارتمان های مختلف آسمونی نگارش و ویراستاری می شود، و بیشتر حول و محور موضوعات عمومی و روزانه می باشد

instagram.com/asemooniportal

نمایش بیشتر

ثبت نظر درباره «زندگینامه شهید بهنام محمدی»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

9 - 5 = ?