نقدی بر فیلم از این سبزتر نمی شد، باغبان گفت و پرواز کرد در جشنواره جهانی فیلم فجر

اختصاصی آسمونی تحلیل و نقد روانشناختی از مرجان دلپسند کارشناس ارشد روانشناسی

روابط عاطفی و بین فردی در بین خانواده ها در تمامی کشورهای دنیا به قدری مورد اهمیت قرار گرفته است که ا‌کثریت فیلم های سینمای کشورهای متفاوت اروپایی ، آسیایی و جهان سوم را به خود اختصاص داده است و در فیلم های ارائه شده در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر نیز می توان باز تاب آن رادید. بیشترین روش برخورد با مشکلات استفاده از مکانیسم های دفاعی می باشد که به طور ناخودآگاه فرد به منظور محافظت از خود ، از آن استفاده می کند تا خود را از اضطراب ناشی از افکار و احساسات غیر قابل قبول رها کند . این مکانیسم های دفاعی به نوعی جهت محافظت فرداز احساس اضطراب و گناه می باشد که به صورت غیر داوطلبانه و ناخواسته عمل می کند . این مکانیسم های دفاعی به نوع خود نرمال هستند. اما اگر به صورت مکرر از آنها استفاده شود ، می تواند مضراتی برای سلامت روان افراد داشته باشد همانطور که در شخصیت گئورگ در روند جریان داستان اتفاق می افتد و به وضوح می توان استفاده فراوان گئورگ از مکانیسم روانی انکار را مشاهده نمود . در فیلم "فلورین گالنبرگر "، ساخته کشور آلمان که در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، استفاده از مکانیزم های دفاعی مشهود است. این فیلم سینمایی توانسته به مشکلات خانوادگی و عدم ارتباط عاطفی و بین فردی نادرست گئورگ شخصیت اول داستان با همسر و فرزندش اشاره نماید .

گئورگ مردی که در آستانه ورود به سالمندی است . مردی که تنها چیزی که تو انسته با آن ارتباط برقرار نماید ، هواپیمای ملخی قدیمی اش می باشد . اگر نگاهی گذرا به دوران نوجوانی و جوانی وی بیندازیم متوجه می شویم گئورگ علارغم این‌ که در حرفه فعلی خود که یک باغبان است بسیار حرفه ای عمل می نماید اما حرفه و مهارتی که این مرد را به خود جذب می کند حرفه خلبانی است . حرفه و مهارتی که به خاطر جلب رضایت پدر در همان زمان نوجوانی و جوانی به ظاهر از آن دست کشیده است اما در جریان زندگی فعلی اش می بینیم که همین آرزوی پرواز و هزینه هایی که مضاعف بر بدهی های خانواده شده اند نیز به نحوی باعث ایجاد فاصله بین او و همسر و فرزندش شده است . از آنجا که این خانواده از طریق پرورش گل و گیاه به گذران زندگی می پردازند ، از سوی کارفرما درگیر بدهی هایی می شوند. همین کارفرما هم باعث می شود که هواپیمای جت گئورگ مصادره گرددو به نوعی مکانیسم دفاعی انکار که به صورت ناآگاهانه و غیرداوطلبانه اتفاق می افتد . همین امر باعث می شود که گئورگ به جای مدیریت این موقعیت یعنی رویارو شدن با حادثه رخ داده یعنی حل مشکل و پرداخت بدهی برای رهانیدن هواپیمای شخصیش از مصادره شدن ناگهان همه چیز را رها کرده و اقدام به گریختن از مزرعه نماید .

همه اتفاقات فیلم با شروع گریختن گئورگ از مزرعه با هواپیمای جت قدیم اش آغاز می شود که سفری به درون و خودآگاهی را در گئورگ ایجاد می نماید و در طول سفر با مقصد نامعلوم گئورگ به خانه ای اعیانی می رسد . دختر نوجوان این خانواده، فلومینا، فرد سرکشی می باشد و بعد از فوت مادر و ازدواج مجدد پدرش نتوانسته است با وی ارتباط بین فردی و عاطفی مناسبی برقرار کند علی رغم آنکه در کنار هم زندگی می کنند و به نحوی از او دور شده که گویی حضو فیزیکی پدر نیز برایش ارزشی ندارد . اما با ورود گئورگ برای کار باغبانی به آن خانه، دختر نوجوان به جای یاغی گری و اعمالی از این دست به باغبان جدید خانه کمک می کند . در جریان این ارتباط رفتار دختر نوجوان به حدی تغییر می نماید که گوئی مسائلی را که باید با پدر مطرح نماید به گئورگ می گوید . این رابطه دو طرفه بین فلومینا و گئورگ به جایی می رسد که رابطه عاطفی مناسبی بین این دو شکل می گیرد مانند رابطه پدر و دختری که همدیگر را شناخته و درک می کنند . اما بازتاب این رفتار گئورگ با فلومینا به تغییر رفتار گئورگ با دختر خود مریم نیز منجر می شود و به جای اینکه دخترش را فردی ببیند که نمی تواند هیچ کاری را به سرانجام برساند بعد از بازگشت به خانه اولین اقدامش بردن اثر هنری دخترش به آکادمی هنر و برخورد منطقی با همسر می باشد.

شروع سفر ماجراجویانه فلومینا با پدرش نیز نماد یک تغییر بزرگ در این فیلم سینمایی است . نتیجه نهایی این داستان این است که افراد خانواده باید بتوانند به راحتی به یکدیگر اعتماد بکنند و مسائل و مشکلات خود را مطرح سازند . همچنین دل گیری و کدورت های خود نسبت به همدیگر را در زمان و مکان مناسب طرح کنند. شاید اگر این کدروتها و سوء تفاهمات پیش آمده در زمان خود حل می شد بسیاری از حوادثی که در طول جریان این فیلم اتفاق افتاد ، به صورتی دیگر رقم می خورد . اختصاصی آسمونی تحلیل و نقد روانشناختی از مرجان دلپسند کارشناس ارشد روانشناسی

معرفی نویسنده:

کارشناسی ارشد روانشناسی کودکان ، دوره تئاتردرمانی و عضو اصلی انجمن تئاتر درمانی ایران ، شرکت در چند دوره کلاس آنلاین فیلم نامه نویسی استاد فرزانه شبانی و استاد مينو فرشچی
نقد روانشناسی فیلم ها و سریال های ایرانی و خارجی ، تهیه گزارش از نمایشگاه هایی از قبیل (جشنواره موسیقی،کتاب،مد و لباس و جشنواره فیلم فجر

ثبت نظر درباره «نقدی بر فیلم از این سبزتر نمی شد ... باغبان گفت و پرواز کرد : رفع کدورت ها»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

2 * 6 = ?