کد مطلب: 587 درج نظر
زمان مطالعه: 10 دقیقه
همه چیز درباره استخاره

همه چیز درباره استخاره

بنابر آنچه گفته می‏شود که در کارهای خیر نیازی به استخاره نیست. آیا در مورد کیفیت انجام آنها و یا در مورد...
زمان مطالعه: 10 دقیقه

بنابر آنچه گفته می‏شود که در کارهای خیر نیازی به استخاره نیست. آیا در مورد کیفیت انجام آنها و یا در مورد مشکلات پیش بینی نشده‏ای که در خلال انجام آنها ممکن است پیش بیاید، استخاره جایز است؟ و آیا استخاره راهی برای شناخت غیب محسوب می‏شود یا اینکه فقط خدا از آن آگاه است؟

استخاره برای رفع حیرت و تردید در انجام کارهای مباح است ، اعم از اینکه تردید در اصل عمل باشد یا در چگونگی انجام آن .بنابر این در کارهای خیر که در آنها حیرت وجود ندارد، استخاره لازم نیست و همچنین استخاره برای آگاهی از آینده شخص یا عمل نمی‏باشد.

آیا برای ازدواج نیازی به استخاره میباشد ؟ 

قدر متیقن از موارد استخاره مورد تحیر و تردد و نرسیدن به نتیجه علی رغم مشورت است.

آیا استخاره به طریقی که امروزه در میان ما متداول است، شرعاً وارد و پسندیده است؟ و آیا تکرار آن ضرری دارد اگر با تصدّق همراه شود تا با خواسته استخاره کننده، برابر گردد؟

استخاره به هنگام حیرت و تساوی احتمالات و رجحان نداشتن یک احتمال، به قصد رجاء انجام می شود آن هم پس از فکر و مشورت، اما تکرار آن به سبب حیرت، صحیح نیست مگر در صورت تغییر موضوع و دادن صدقه به مقدار از مال.

مفهوم استخاره 

استخاره از ریشه خیر است. [1] برخی از لغت شناسان بر این باورند که استخاره در کلام عرب به معنای «دعا» آمده است. [2] در مورد معنای اصطلاحی استخاره اقوال مختلفی ذکر شده است که از مجموع آن ها دو معنا به دست می آید و سایر معانی یا مصداقی از آنها هستند و یا به آن معانی ارجاع پیدا می کنند:
معنای اول عبارت است از خیرخواهی و طلب وصول به خیر، این معنای استخاره، درخواست وصول و رسیدن به خیر در تمامی رفتارهایی است که انسان انجام می دهد. این حالت در مواردی اتفاق می افتد که انسان در فعلی که انجام می دهد دغدغه دارد که مبادا ضرر و شرّی بر کار او مترتب شود و نتواند به منافع فعل مورد نظر دست یابد. ازاین رو با حالت تضرع از خداوند می خواهد که نتیجه خیر بر کارش مترتب نماید و ضررهای احتمالی را از آن دفع کند. این معنای استخاره عام بوده و شامل تمام افعال و تروک آدمی می گردد و حتی واجبات و محرمات را نیز دربرمی گیرد; ازاین رو برخی روایات ناظر به چنین معنای گسترده ای است براساس روایتی از امام صادق(علیه السلام) هر کس در کاری بدون خیرخواهی وارد گردد، مأجور نخواهد بود.
معنای دوم عبارت است از خیرشناسی و طلب شناخت خیر. هنگامی که انسان در مقام عمل نمی داند که این عمل برای او خیر است یا شرّ و فکر و مشورت با دیگران هم نمی تواند وجه خیر بودن عملی را تشخیص دهد، در این هنگام از خداوند می خواهد خیر و شرّ عمل مورد نظرش را برایش مشخص گرداند.
گفتنی است که استخاره نوع دوم مورد بحث بوده و با دلایل متعددی مشروعیت این استخاره تبیین شده که در بحثهای بعدی به آن اشاره خواهد شد.

پیشینه تاریخی

از برخی روایات چنین برمی آید که در دوره پیش از اسلام نوعی استخاره در میان عرب وجود داشته است. [3] طبرسی می گوید: در جاهلیت میان عربها برای تقسیم ارزاق به سهامی متوسل می شدند، آنان بواسطه تیرها خیر را در کارهایشان جست و جو می کردند و در سفر، تجارت، ازدواج و سایر امور به آن تیرها مراجعه می کردند، تعداد این تیرها سه تا بود بر روی یکی نوشته شده بود «خداوند امر فرموده آن را انجام بده»، و بر روی دیگری چنین نوشته شده بود «خداوند از این نهی کرده است» و بر روی تیر سوم چیزی نوشته نشده بود و در صورتی که تیر سوم بیرون می آمد آن قدر تیرها را بهم می زدند تا یکی از آن دو تیر قبلی بیرون بیاید. [4] گفته شده که در جاهلیت این چنین گفته می شد: «استخر الله فی السماء بخیر لک بعلمه فی القضاء» [5] ولی با ظهور اسلام، این رسم جاهلی در مورد استخاره، که نوعی دست اندازی به علم غیب تلقی می شد، مورد نهی اسلام قرار گرفت.
امّا استخاره به معنای دوم (رفع تحیّر در مقام عمل) در پاره ای از موارد در تاریخ اسلام مشاهده می شود، به عنوان نمونه وقتی که پیامبر، حضرت علی(علیه السلام) را برای تبلیغ به یمن می فرستاد، او را بر به کارگیری استخاره، آنگاه که تصمیم گیری دشوار گردد، ترغیب کرد [6] و همچنین به هنگام رحلت حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) و بروز اختلاف نظر میان صحابه در کیفیت دفن آن حضرت به دنبال دو کس فرستادند که یکی به شیوه مکیان زمین را شکافت و یکی به روش مدنیان لحد می ساخت آنگاه عبارت «اللهم خیره لرسولک» را بر زبان آوردند و امر را بر آن نهادند که هر یک زودتر رسد، روش او را به کار بندند. [7]
پس از رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، اهل بیت(علیهم السلام) بارها به اصل استخاره و روشهای آن اصرار ورزیدند و پیروان خود را به بکارگیری آن در مواقع تردید توصیه می کردند.
مفسّران اسلامی از دیرباز در ذیل آیه «و أن تستقسموا بالأزلام» بحثهای مفصلی را در مورد مشروعیت و روشها و شبهات آن مطرح کرده اند و فقیهان مسلمان در طول تاریخ معمولاً در سه جا از استخاره بحث کرده اند یکی به مناسبت نمازهای مستحبی که نماز استخاره نیز یکی از آنها محسوب می شود، دوم در بحث حج به مناسبت آداب سفر استخاره را یکی از آداب سفر برشمرده اند. سوم آداب نکاح که استخاره را جزو آنها به شمار آورده اند.
اهمیت استخاره به گونه ای بوده که تک نگاریهایی هم در مورد آن تدوین شده شاید اولین کتاب در این خصوص، کتاب "الاستخاره و الاستشاره" نوشته ابوعبدالله زبیری در اوائل قرن چهارم باشد [8] البته ظاهراً کتاب "فتح الابواب"، سیدبن طاووس در قرن هفتم (589 ـ 664) جامعترین و مهمترین کتاب در زمینه استخاره می باشد.

مشروعیت استخاره 

همه مذاهب اسلامی اصل استخاره را پذیرفته اند، [9] (هر چند نسبت به برخی از روشهای آن تشکیک کرده اند). برای مشروعیت و اعتبار استخاره به دلایل زیر استناد شده است:

1ـ آیات قرآن
هر دو معنای استخاره (خیرجویی و خیرشناسی) نوعی دعا و درخواست از ایزد منّان تلقی می شود که فرد متحیّر عاجزانه از خداوند عالم و قادر می خواهد نتیجه خیر بر اعمال او مترتب نماید و یا خیر را در کوره راههای متعدد به او شناساند، از این رو آیاتی که مشروعیت دعا و درخواست از خداوند عالم را بیان می کنند، شامل استخاره نیز می شوند، خداوند می فرماید: «و اِذَا سَاَلَکَ عِبادی عَنّی فَاِنّی قَریبٌ اُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَلیَستَجیبوا لی و لیُؤمِنوا بی لَعَلَّهُم یَرشُدون; و هنگامی که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، بگو من نزدیکم و دعای دعا کننده را به هنگامی که مرا می خواند پاسخ می گویم، پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا راه یابند (و به مقصد برسند). (بقره/2، 186)

2ـ روایات
روایات بسیاری در منابع شیعه و سنی بر مشروعیت استخاره دلالت می کنند که تنها به چند مورد اشاره می گردد: اولین روایت، روایت جابر است که مورد قبول تمامی مذاهب اسلامی است، جابر بن عبدالله گوید: پیامبر(صلی الله علیه وآله) به ما استخاره را می آموخت همانگونه که سوره های قرآن را آموزش می داد. [10]
مفضل گوید از حضرت صادق(علیه السلام) شنیدم که می فرمود: هیچ بنده مؤمنی استخاره نکند جز آن که خداوند، برای او خیراندیشی نماید هر چند حوادث ناگواری برای او پیش آید. [11]

روشهای استخاره 

استخاره به معنای دوم (خیرشناسی) به روشهای مشروعی از طرف دین نیاز دارد، از این رو در روایات، راههای متعددی برای بازشناسی خیر از شر در کارها بیان شده است که به دلیل اختصار به چهار روش اشاره می شود:

1ـ استخاره با کاغذ (ذات الرقاع)
استخاره با کاغذ مورد توجه بسیاری از بزرگان بوده است و کیفیت آن چنین است که بر روی سه کاغذ نوشته می شود «بسم الله الرحمن الرحیم خیرة من الله العزیز الحکیم لفلان بن فلان افعل» و بر سه کاغذ دیگر همان ذکر نوشته شده ولی بجای افعل «لاتفعل» نوشته می شود. آنگاه هر شش کاغذ را زیر سجاده گذارده، دو رکعت به هر کیفیتی که بخواهد می خواند و بعد از نماز سجده کرده و در آن صد مرتبه می گوید: استخیر الله برحمته خیرةً فی عافیة» سپس آن اوراق را مخلوط کرده و هر بار یکی از آنها را بیرون می آورد چنانچه سه تا از کاغذ افعل داشت آن را انجام می دهد و چنانچه سه تا از آنها لاتفعل داشت آن را انجام نمی دهد ولی اگر بر روی یکی افعل نوشته شده بود و بر روی دیگر لاتفعل، تا پنج کاغذ بیرون آورد و بر طبق اکثریت عمل نماید. [12]

2ـ استخاره با دعا
در این روش یکی از دعاهای وارده را خوانده و سپس ذکر استخیر الله را در امور عادی هفت بار و در امور مهم صد بار می گوید و آنگاه به قلب خود رجوع کند که به کدام یک از راههای مورد تردید متمایل تر است و به همان جایی که قلبش تمایل پیدا کرده عمل نماید، گفتنی است که دعاهایی که در روایات وارد شده دارای مضامین متنوّعی است و از اینجا معلوم می شود ذکر بخصوصی معتبر نیست هر چند مناسب تر است که از ادعیه وارده در استخاره بهره مند گردد یکی از آن دعاها چنین است: یا ابصر الناظرین و یا أسمع السامعین و یا اسرع الحاسبین و یا ارحم الراحمین صل علی محمد و علی اهل بیته و خرّ لی فی کذا و کذا. [13]
پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) در مورد استخاره به دعا می فرماید: ای انس هرگاه تصمیم به انجام کاری گرفتی هفت بار از خدا خیرخواهی کن آنگاه توجه کن که کدام یک از دو کار به قلب تو سرعت می گیرد پس خیر در آن است و آن را انجام بده.

3ـ استخاره با قرآن
امروزه این نوع استخاره متداول تر است و شرط اساسی استخاره با قرآن داشتن طهارت جسمی و روحی و آشنا بودن با معنا و تفسیر قرآن و درک مناسبت آیات با موضوع مورد استخاره می باشد. [14]
استخاره با قرآن دارای چند روش است که تنها به دو مورد آن اشاره می گردد: اول: نخست سه بار سوره اخلاص را خوانده، سپس سه بار صلوات می فرستد و این دعا را می خواند «اللهم تفألت بکتابک و توکّلت علیک فارنی من کتابک ما هو مکتوم من سرّک المکنون فی غیبک» بعد قرآن را باز کرده و استخاره را از خط اول در سمت راست ملاحظه می کند. [15]
دوم: روش دیگر این است که پس از خواندن دعا، قرآن را باز نموده و پس از هفت بار ورق زدن به عقب، شش سطر از پشت صفحه هفتم شمرده و در سطر هفتم استخاره را ملاحظه می نماید. [16]

4ـ استخاره با تسبیح
این روش نیز دارای اقسامی است که به دو مورد آن اشاره می گردد:
اول: تسبیح را گرفته و سه بار بر پیامبر و آلش صلوات فرستاده و مقداری از تسبیح را جدا نموده و دو تا و دو تا می شمارد چنان چه یک مهره باقی ماند مفهومش امر به آن عمل، و اگر دو تا باقی ماند، مفهومش نهی از آن است. [17]
دوم: پس از قرائت و دعا یک قبضه از تسبیح را بگیرد و هشت هشت جدا کند پس اگر یکی باقی ماند بطور کلی خوب است و اگر دو تا باقی ماند یک نهی دارد و اگر سه تا بماند فعل و ترکش مساوی است و اگر چهار تا ماند دو نهی دارد و اگر پنج تا ماند بعضی گفته اند که تعب و رنج دارد و بعضی گفته اند در آن ملامت است و اگر شش تا ماند نهایت خوب است و باید تعجیل کرد و اگر هفت تا ماند حکمش مانند پنج تا است و اگر هشت تا ماند چهار نهی دارد. [18]

جایگاه و قلمرو استخاره 

استخاره به معنای خیرجویی در تمامی افعال و تروک انسان جاری است ولی استخاره به معنای خیرشناسی دارای محدودیت است و در هر جایی کاربرد ندارد. بر این اساس در مواردی که انسان تردید داشته باشد و با نیروی عقل نتواند خیر و شرّ کارها را مورد بازشناسی قرار دهد و دین نیز بیانی نداشته باشد، به استخاره مراجعه می شود لذا در موارد ذیل به استخاره رجوع نمی شود:
1ـ مواردی که حکم آن توسط شرع مشخص شده است مانند انجام واجبات و ترک محرمات و انجام مکروه و مستحب (مگر در صورت تزاحم بین دو مستحب)
2ـ مواردی که عقل حکم قاطع و روشنی در مورد خیر و شرّ فعلی داشته باشد.
3ـ مواردی که بتوان با مشورت دیگران خیر را از شرّ بازشناسی کرد.
4ـ مواردی که قصد استخاره کننده اطلاع از حوادث آینده باشد.
بنابراین قلمرو استخاره مباحاتی خواهد بود که به وسیله عقل، شرع، مشورت با دیگران خیر از شرّ بازشناسی نشود. و از سوی دیگر مفاد استخاره، رفع تحیّر در مقام عمل و فعل است و با آتیه بینی و کف بینی و امثال آن تفاوت اساسی دارد.

-------------------------------------------------------------------------------- 

پی نوشتها

1 . لسان العرب، ابن منظور، ج 4، ص ؟. 
2 . السرائر، ابن ادریس حلّی، ج 1، ص 314. 
3 . دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 8، ص 168. 
4 . مجمع البیان، ابوعلی فضل بن الحسن طبرسی، ج 3، ص 244. 
5 . دائرة المعارف الاسلامیة، ج 2، ص 84. 
6 . امالی طوسی، ج 1، ص 151. 
7 . دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 8، ص 168. 
8 . همان، ص 87. 
9 . الموسوعة الفقهیة المیسرة، محمدعلی انصاری، ج 2، ص 281; موسوعة الفقه الاسلامی، ج 5، ص 116. 
10 . بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج 88، ص 224; سنن ابن ماجه، کتاب اقامة الصلاة، ب 188، ح 1383، ج 1، ص 440. 
11 . فتح الابواب، سیدبن طاووس، ص 132. 
12 . فروع کافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 3، ص 47; تهذیب الاحکام، محمدبن حسن طوسی، ج 3، ص 181. 
13 . وسائل الشیعه، ج 5، ص 214. 
14 . بحارالانوار، ج 88، ص 265. 
15 . بحارالانوار، ج 88، ص 241.
16 . همان، ص 242. 
17 . چه باید کرد؟، محمدرضا ضمیری، ص 81. 
18 . حاشیه مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص 6 ـ 375.

- منبع : http://www.majidakhshabi.com

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «همه چیز درباره استخاره»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

4 + 8 = ?