کد مطلب:  2643 
13 نظر
13 نظر
زمان مطالعه: 1 دقیقه
درد دل یک بزاز اصفهانی (طنز)

درد دل یک بزاز اصفهانی (طنز)

متن زیر گردآوری شده از درد و دل یک بزاز اصفهانی در مورد نارضایتی از مشتریان خود به لهجه شیرین اصفهانی می...
زمان مطالعه: 1 دقیقه

متن زیر گردآوری شده از درد و دل یک بزاز اصفهانی در مورد نارضایتی از مشتریان خود به لهجه شیرین اصفهانی می باشد

خانووم… بعد از این که هفت هشت دفعه، هی اومدس و رفته س و دیده س و نخریدس، بالاخره، باری آخر که اومدس، یه دفعه دیگه هم پارچه را دیدس، این دفعه، کم و بیش پسندیده س و خبری مرگش خریدس.

برده س، برا اینکه بعداً آب نرد و کوچیک نشد، پارچه را شسته س، بعدش بریده س، داده س خیاط براش دوخته س، پوشیده اس، باهاش رفته اس عروسی، تو عروسی کلی پز داده س، قر داده س، رقصیده س،……..

بعدش رفته س خونه، کلی توش نیشسته س و غلطیده س و کپیده س.

یه چند روز بعد دلشو زد ه س، رفته س پیرنو شیکافته س، دوباره شسته س، حالا پس آورده اس!

میگد از رنگش خوشم نَیمِدس !!  این پارچه دون، حج آقا !  لطفاً پولمو پس بدیند … !

راستی راستی که خیلی ناکس و نانجیب و پدر سوخته س !!! …

نظر خود را درباره «درد دل یک بزاز اصفهانی (طنز)» در کادر زیر بنویسید :
3 + 6 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید