کد مطلب: 59426 درج نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
ویژه برنامه های خسته کننده المپیک و راههایی برای مبارزه با کلیشه های تلویزیونی

ویژه برنامه های خسته کننده المپیک و راههایی برای مبارزه با کلیشه های تلویزیونی

ویژه برنامه های تلویزیونی المپیک، دقیقا مثل گذشته است. بدون هیچ نوآوری و دقیقا مثل همان هایی که چهار سال قبل دیدیم و چهار سال بعد خواهیم دید. اما چه راهکارهایی
زمان مطالعه: 4 دقیقه
  • وزیر ورزش و رئیس کمیته ملی المپیک کشورمان چنان به تکواندو دل بسته بودند و از مدال آوری تیراندازی با تپانچه ناامید که هر دو راهی محل مسابقه تکواندو شدند و شانس حضور در محل برگزاری تیراندازی و کسب قهرمانی اولین نماینده ایران را از دست دادند. چنین مساله ای عجیب نبود. اما آنچه حیرت انگیز بود، صحبتهای وزیر ورزش بود که می گفت پیش از این، به جواد فروغی گفته بود که مدال المپیک را تصاحب خواهد کرد. در این شرایط می توان به وزیر ورزش گفت: حرف زدن بلد نیستی. حرف نزدن هم بلد نیستی؟! چرا در کشور ما همه تصور می کنند که صحبت کردن همه جا لازم است؛ حتی اگر فاقد اطلاعات و دانش باشیم؟ چه زمانی می خواهیم سکوت را یاد بگیریم؟
  • افتتاحیه المپیک توکیو مثل همیشه از تلویزیون پخش شد. با همان کیفیت ضعیف ادوار قبل. هر چند این دوره تصور می شد بدون حضور تماشاگران و همچنین با توجه به محدودیت کشورها در هنگام رژه، کار سانسور تصاویر کمتر است و شرایط برای پخش تلویزیونی راحت تر، اما متاسفانه کلیشه های حاکم بر سازمان صدا و سیما سبب شد که تغییری در نوع پخش تصاویر ایجاد نشود. باز هم تصاویری ریز در دو قاب، بدون پخش موسیقی ورزشگاه و البته شنیدن صحبتهای تکراری مهمانانی که سالهاست حرفهای همیشگی را می زنند و هنوز هم از این حرفها خسته نشده اند. چرا نباید در سکوت، چنین تصاویری را دید؟
  • در بین بیش از دویست کشوری که در رژه المپیک حضور پیدا می کنند، اگر کشورهایی که ایران با آنها مشکل سیاسی دارد را حذف کنیم، شاید زنان حدود 40 کشور با پوششی چون دامن و..در مسابقات حضور پیدا می کنند و امکان پخش تصاویر آنها نیست. اما به راحتی می توان نزدیک به 150 کشور را در رژه افتتاحیه دید. اگر این تصاویر را ببینیم، حداقل با وایرال شدن فیلمها و تصاویر آنها در فضای مجازی، دیگر با مشکلاتی چون زشت بودن لباس کاروان در مراسم افتتاحیه یا بی نظم بودن ماسک ها در چنین مراسمی روبه رو نمی شویم. اما بدبختانه در چنین لحظاتی باید صحبت های تکراری مهمانانی را بشنویم که اوج دانش آنها( اگر دانشی داشته باشند) تعریف خاطرات آنهاست از بازیای قبل.
  • هادی ساعی سال 2004 طلای المپیک را تنها به لطف تصمیم داوری به دست آورد که در فاصله سه ثانیه مانده به پایان مسابقه نیمه نهایی، به حریف کره ای او اخطار داد. با این حال ساعی همواره از ناداوری در المپیک 2000 سیدنی در حق خودش می گوید. عباس جدیدی از ناداوری در سالهای 1996 و 2000 و احسان روزبهانی هم ناداوری در بوکس 2016 ریو. بعضی ها مثل سعید عبدولی هم نیاز به دعوت به هیچ برنامه ای ندارند. آنها در میدان مسابقه علنا توهم توطئه خود را به مخاطبان تحمیل می کنند. باقی ورزشکاران کشورمان هم چنین خصوصیاتی دارند و مطمئنا چهار سال بعد بسکتبالیست های ایرانی به هیچ عنوان از صعود معجزه آسا( و ناعادلانه) خود به المپیک یاد نمی کنند. بلکه باخت با اختلاف حدود 60 امتیاز مقابل آمریکا را به « بدشانسی» نسبت می دهند! باختهای نمایندگان ایرانی همه یا از ناداوری ناشی می شود، یا از بدشانسی! البته مشکل این نفرات نیستند. هر انسانی می تواند تاریخ را به سود خود تحریف کند. اما چرا باید این افراد چنین فرصتی داشته باشند که نظرات شخصی خود را هر چند سال یک بار به مخاطبان تحمیل کنند؟
  • اگر ورزشکارانی چون ساعی، جدیدی، شهرام محمودی و..که به عنوان مهمان در شبکه ورزش حضور یافتند، خوب صحبت می کنند، چرا در هنگام گزارش رشته های مربوط به آنها از تخصصشان استفاده نمی شود؟ مگر چه ایرادی دارد ساعی در هنگام گزارش مستقیم تکواندو نظرات خود را بیان کند؟ آیا غیر از این است که چنین نفراتی درهنگام صحبت کردن درباره مسائل کلی تیم های ملی، قبل از رقابتها از شانس بالای ورزشکاران برای کسب مدال می گویند و بعد از مسابقات و شکست ورزشکاران ایرانی، از اردوی نامناسب و امکانات کم و... صحبت می کنند؟
  • در هر دوره بازیهای آسیایی و المپیک دهها خبرنگار راهی محل برگزاری مسابقات می شوند. از آنجایی که برای رفتن آنها به بازیها هزینه شده است، قطعا باید آنها گزارشی مخصوص به خود داشته باشند و در ارتباطی زنده صحبتهای خود را ارائه دهند. مطالبی که عموما تکرار همان مطالبی است که دقایق یا ساعاتی قبل در سایتها و تلویزیون اعلام شده است. چرا باید این همه تکرار در مورد مسائلی صورت گیرد که می توان در یک یا دو نوبت خبری خلاصه کرد؟ آیا هیچ راهی وجود ندارد که هماهنگی های لازم از طریق فضای مجازی انجام شود تا از این همه تکرار جلوگیری شود؟
  • آیا فیلمبرداری و تهیه عکس از حواشی بازیهای هر دوره تا این اندازه دشوار است که هیچ خبرنگاری دست به چنین کاری نمی زند؟ حاشیه ها لزوما در داخل استادیوم رقم نمی خورند. اما تاکنون چند ویدئو از ژاپن در لحظات برگزاری بازیهای دیده اید؟
  • مجریان عموما نه اطلاع کافی از ورزش دارند و نه حتی علاقه ای برای جستجو درباره صحبتهایی که می خواهند کنند. یکی می گوید روسها با پرچم پناهندگان در المپیک شرکت کرده اند! و دیگری مفهوم تکواندوی نمایشی در المپیک را نمی داند و تصور می کند منظور انجام حرکات نمایشی است!
  • هر روز اتفاقات فراوانی در رشته های مختلف رخ می دهد که معمولا ایران در این بین نقشی ندارد. به جز پخش زنده برخی مسابقات، تنها چیزی که به این رشته ها اختصاص پیدا می کند، اعلام شفاهی یک خبر است. در حالی که می توان به راحتی ویدئویی از تمامی اتفاقات روز المپیک پخش کرد. اما ظاهرا یک روز هم زمان کافی برای درست کردن چنین آیتمهایی نیست.
  • وقتی یک مساله تبدیل به کلیشه می شود، دیگر کسی علاقه ای به تغییر آن ندارد. به برنامه های فوتبالی نگاه کنید! هر موردی که در بازیهای جام جهانی 2014 به آیتم تبدیل شد( مثل معرفی کشورها قبل از برگزاری بازیهای تیم فوتبال آن کشور)، هنوز هم آیتم ثابت برنامه هاست و در آینده نیز خواهد بود. آیا تکرار، خود نشانه درجا زدن نیست؟

معرفی نویسنده:

Sport journalist & book author
runner & expert in radio

ثبت نظر درباره «ویژه برنامه های خسته کننده المپیک و راههایی برای مبارزه با کلیشه های تلویزیونی»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

5 * 8 = ?