کد مطلب: 60844 درج نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
والدیر ویرا، چگونه حماسه ملبورن را رقم زد؟

والدیر ویرا، چگونه حماسه ملبورن را رقم زد؟

پس از گذشت 24 سال از مسابقه ایران و استرالیا، هنوز ناگفته های فراوانی درباره مربی تیم ملی ایران در آن مسابقه وجود دارد.
زمان مطالعه: 4 دقیقه

بازیکنان و مربیان اسطوره ای در هر نقطه زمین، توان معجزه را دارند. اما بازیکن ها و مربیانی هم هستند که هرگز در شمار بزرگان و اسطوره ها جایگاهی ندارند. آنها در کل زندگی ورزشی خود، فقط می توانند یک یا دو معجزه کنند و بعد هم برای همیشه محو شوند.

زمانی که در سال 1997 نامه کمیته ملی المپیک ایران به والدیر ویرا برزیلی رسید، ویرا هرگز نمی توانست تصور کند که این نامه، او را به یکی از مشهورترین مربیان تاریخ فوتبال ایران تبدیل خواهد کرد. ویرا متولد 11 جولای 1944 در ماریلیا بود. شهری در بخش غربی ایالت سائوپائولو در جنوب برزیل. ویرا خیلی زود استعدادهای خودش را در فوتسال و رقابتهای سرپوشیده نشان داد و در همین زمینها بود که به او لقب« بادو» داده شد. در 17 سالگی بادو مهاجم تیم سائولئوپولدو بود. در همان زمان همین باشگاه مدافعی تازه کار را هم در جمع خود دید؛ لوییز فلیپه اسکولاری. دست تقدیر می خواست هم بادو و هم اسکولاری را در زمینه مربیگری مشهورتر از دوران بازیگری کند.

ویرا از 1987 مربیگری را در کاراکاس ونزوئلا آغاز کرد و در همان سال مربی سال ونزوئلا شد. یک سال بعد جام حذفی این کشور را برنده شد و بعد از مدتی مربیگری در برزیل، راهی باشگاه «آلاخوئلنسه» در کستاریکا شد. یک سال بعد و در 1995 او بهترین مربی خارجی فوتبال کستاریکا شد و مربیگری تیم ملی این کشور به بادو واگذار شد.

ویرا 53 ساله شده بود، او و همسرش «اِریکا رِین» فرزندی نداشتند و در السالوادور به سر می بردند که نامه فدراسیون فوتبال ایران را برای مربیگری تیم ملی امید ایران دریافت کردند. نامه عجیبی بود؛ در نامه اشاره شده بود که ارسال پول از ایران به السالوادور دشوار هست و ویرا پول بلیت هواپیما به ایران را پرداخت کند تا بعدا، این پول به او بازپرداخت شود.

تنها چیزی که در این نامه، اعتماد ویرا و همسرش را جلب کرد، عبارت « به نام خدا» بود که در بالای نامه نوشته شده بود. اریکا به بادو گفت: باید به نامه ای که این عبارت مقدس در بالای آن نوشته شده، اعتماد کنیم.

به این ترتیب ویرا راهی ایران شد تا سرمربی تیم ملی امید ایران باشد. طرف قرارداد ویرا نه فدراسیون فوتبال، بلکه کمیته ملی المپیک ایران بود و قرارداد در حضور داریوش مصطفوی-رئیس وقت فدراسیون- و امیر حسینی -دبیر کل کمیته المپیک ایران- بسته شد.

رئیس فدراسیون فوتبال در آن زمان هیچ اختیاری نداشت. تا جایی که مصطفی هاشمی طبا در آخرین روزهای انتخابی جام جهانی در آسیا گفت: احتمالا با محمد مایلی کهن به جام جهانی می رسیم. اما اگر نرسیدیم هم کادر فنی تیم ملی تغییری نخواهد کرد.

با این حال، سرنوشت بازیهای دیگری داشت. ایران با مایلی کهن در سه بازی آخر خود، حتی یک گل هم نزد و دو مسابقه را باخت. در اوج ناامیدی عمومی، مصطفوی تنها کار شجاعانه زندگی اش را کرد و ویرا جایگزین مایلی کهن شد.

ویرا وقتی سرمربی ایران شد، هنوز شناختی از اکثر نفرات ایران نداشت و بیشتر به صحبتهای مصطفوی و ذوالفقارنسب گوش می داد. اما تغییر سیستم ایران از 2-5-3 به 3-3-4 برای بازی با ژاپن، نشان داد که خیلی زود متوجه ضعف دو جناح ایران شده.

او در دانشگاه، روانشناسی خوانده بود و همیشه از بازیکنان خود به جای فرزندان خود صحبت می کرد. به همین خاطر بود که قبل از بازی رفت ایران و استرالیا در تهران، ویرا و همسرش با دسته ای گل رز صورتی به فرودگاه رفتند تا از خداداد عزیزی- که از آلمان به تهران می آمد- استقبال کنند. برای بازی برگشت دو تیم در ملبورن هم محرومیت کریم باقری تمام می شد و او هم از آلمان راهی استرالیا شد. ویرا هم پنج ساعت قبل از ورود باقری به فرودگاه ملبورن رفت؛ هرچند که مسوولان فدراسیون به او نگفتند باقری چه ساعتی به فرودگاه می آید تا ویرا و باقری به جای فرودگاه، در هتل همدیگر را ببینند!

در ملبورن بود که اتفاقات عجیب پشت سر هم رخ دادند. بمباران ابتدای بازی استرالیا نتیجه نداد، ایران یک گل آفساید زد و سرانجام با تساوی(2-2) دو تیم، ایران راهی جام جهانی شد. وقتی عزیزی گل زد، ویرا از شادی فریاد کشید.   به قول خودش« این آخرین فریاد زندگی ام بود»

ایران ویرا بدون برد و با 2 تساوی و یک باخت راهی جام جهانی شد. طرفدارانش در ایران که در آن زمان تقریبا تمام جامعه ایران را تشکیل می دادند، می گفتند ویرا در بین دو نیمه بازی ملبورن به بازیکنان گفت هر طور می خواهید بازی کنید. به این ترتیب تمام بار روانی را از دوش ملی پوشان برداشت. اما اندک مخالفان ویرا می گفتند: او اصلا تاکتیکی برای مسابقه نداشت.

کمی بعد مصطفوی برکنار شد و محسن صفایی فراهانی، تومیسلاو ایویچ را جایگزین ویرایی کرد که قول داده بود آمریکا را شکست بده.  ایویچ هم به دنبال تاکتیکی رفت که در برنامه ویرا هم بود؛ یعنی بازی با چهار مدافع و تقویت جناحین.

 کل قرارداد ویرا 15 هزار دلار پیش پرداخت بود و ماهیانه 5 هزار دلار و چهار بلیت رفت و برگشت هواپیما در طول سال. اما همین مبلغ اندک هم هرگز پرداخت نشد.

ویرا یک سال بعد سر از عمان درآورد و در بازیهای آسیایی (4-2) ایران منصور پورحیدری را در هم کوبید و در برابر دوربین ها تی شرتی را نشان داد که عبارت « ایران» رویش نوشته شده بود.

معجزه های مرد روانشناس هم بعد از آن تمام شد. سالها بعد که او به ایران سفری داشت و به محمد مایلی کهن گفت: من نتیجه زحمات شما را به جام جهانی بردم، نشان داد که همچنان یک روانشناس فوق العاده است؛ حتی در برابر مخالفانش.

 

: برای دریافت مشاوره درباره والدیر ویرا، چگونه حماسه ملبورن را رقم زد؟ فرم زیر را تکمیل کنید
پرداخت هزینه مشاوره

معرفی نویسنده:

Sport journalist & book author
runner & expert in radio
مهدی زارعی - خبرنگار، پژوهشگر تاریخ ورزش و نویسنده چهل کتاب ورزشی تا امروز

نظر خود را درباره «والدیر ویرا، چگونه حماسه ملبورن را رقم زد؟» در کادر زیر بنویسید :

5 * 6 = ?