کد مطلب:  64214  درج نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
نگاهى به فيلم گشت ارشاد 3

نگاهى به فيلم گشت ارشاد 3

گشت ارشاد 3 در ادامه دو فيلم قبلى به همين عنوان با كارگردانى سعيد سهيلى،و بازى ساعد سهيلى ، پولاد كيميايي و بهنام بانى است.
زمان مطالعه: 4 دقیقه

يكشنبه 18 ارديبهشت 1401
چكاوك شيرازى
نگاهى به فيلم گشت ارشاد 3، پر از شوخى هاى بى نمك

بار اولی که گشت ارشاد ساخته شد به دليل نام جنجالی و بعضی از دیالوگ های تند و تیزش، تبدیل به فیلمی پر سر و صدا شد که می شد آن را فیلمی سرگرم کننده و تنها، سرگرم کننده قلمداد کرد. سعید سهیلی در مصاحبه هایش حرف هایی می زد و تبدیل به رمبویی شده بود که حرفش را می زند.
بازی "پولاد کیمیایی" در آن فیلم هم برای من، شخصا جالب بود چرا که مسعود کیمیایی با همه اشتباهاتش در عرصه ی سینما باز هم قطب مهمی محسوب می شود و مخاطب انتظار بازی پسر او، در فیلمی با این سبک و سیاق را نداشت.
گذشت، تا تعریف و تجمیدهای همیشه کاذب، به مذاق سهیلی خوش آمد و تصمیم به ساخت گشت ارشاد 2 گرفت. خوشبختانه سری دوم این کار به واسطه هدف دار بودن کاراکترهایی که به دنبال گرفتن انتقام دوستشان بودند، کمی داستان گوتر بود، هر چند که به شدت با یک فیلم نامه ی خوب فاصله داشت. اما اشتباهی را که همه ما می کنیم، تکرار شد و همه ضعف های فیلم در قالب ژانر کمدی، سرپوش گذاشته شد. این بار هم بازی "کیمیایی" را به پای رفاقت و معرفت او گذاشتیم که كار دوستانش را لنگ نگذاشته و با همه ی ضعف هاى فیلم، در آن بازی کرده است.
ولی... خبر از ساخت گشت ارشاد 3 آمد با بازی "بهنام بانی" همراه با کلی کلیپ و تبلیغ و سر و صدا.
خب، طبیعی است که فکر کنیم سهیلی داستان جدیدی برای روایت پیدا کرده است و از اشتباهات گذشته اش درس گرفته و فیلم بهتری ساخته است.
اما متاسفانه اينچنين نبود و اگر کسی جلوی رویمان به ما دشنام مي گفت، تا این حد شوکه نمی شدیم.
ضعف های خنده دار فیلم در همان ابتدا خودش را نشان می دهد. انیمیشن ابتدایی فیلم که خبر از ازدواج دوست، حسن و عطا (که حتی لازم نمی بینم به ذهنم برای یادآوری اسمش فشار بیاورم) با کیم کارداشیان می دهد که در نهایت، به دلیل غیرتی شدن او و دعوا و کتک کاری، به زندان مى افتد و حالا حسن و عطا، بدون او به تهران باز می گردند. توضیحی در نبود حمید فرخ نژاد که حتی برای این بخش کوتاه هم هیچ فکری نشده بود، که اگر فلانی غیرتی است چرا از اول با کیم کارداشیان ازدواج کرده است؟!

پولاد کیمیایی، ساعد سهیلی و یهنام بانی، بازیگران اصلی گشت ارشاد 3
پولاد کیمیایی، ساعد سهیلی و یهنام بانی، بازیگران اصلی گشت ارشاد 3

بعد هم در بدو ورود عطا و حسن به ایران و در فرودگاه آن دو را اشخاصی نشان می دهد که در برابر زنان و دختران دست و پایشان را گم می کنند. به علاوه ی یک سری شوخی های لوس و بی نمک وجلف که حتی لبخندی هم ایجاد نمی کند.
و ما نمی فهمیم که کی و چه موقع این دو نفر تبدیل به آهنگ ساز و مدیر برنامه شده بودند که وقتی "پیکان" آن دو را ملاقات می کند از این دیدار خوشوقت می شود و این موضوع را ابراز می دارد و خودش را به آن ها می سپارد تا او را تبدیل به خواننده ای محبوب کنند. ناگهان "پیکان" تبدیل به خواننده ای محبوب می شود و ناگهان آموزشگاه خوانندگی راه می اندازد و ناگهان به برنامه ای وارد می شود و ناگهان مجبور می شود که کنسرت بگذارد.
سکانس شرکت کردن "پیکان" در برنامه ای تلویزیونی بسیار بد ساخته شده است. فارغ از اجرای لوس مجری برنامه که حتی توی فیلم هم توی ذوق می زند، آیا کسی تا به حال دیده که یک مجری هنگامی که با اتاق فرمان در ارتباط است و آن پیامی به او می دهند سرش را زیر بغلش ببرد و دستش را به سمت میکروفنش؟ کاری شبیه رفتار اغراق شده ی بادیگاردها و گارسون ها در تالارهای بزرگ که خیلی جوگیرانه رفتار می کنند.
به نظر می رسد که اشتباهی شده است و یک سری راف کات را اشتباهی به جای فیلم اصلی به سینماها برای اکران داده اند و گرنه این حجم از اشتباه توجیه دیگری ندارد.
مثلا "پیکان" قرار است که کنسرت بدهد اما چون صدایش اساسا خوب نیست نمی خواهد زیر بار این آبروریزی برود ،تصمیم می گیرد کنسرت را به هم بریزد و برای رسیدن به هدفش از گروه فشار استفاده می کند. در این جا این سوال پیش می آید که آیا هنوز شوخی هاى اينچنينی آن هم در خنک ترین حالت ممکن، جوابگوست؟ مثلا این که ما یک استکان چایی نبات جلوی یک مسئول بگذاریم کار خیلی معنادار و خنده داری کرده ایم؟
یا مثلا گروه فشاری بیافرینیم و ضعف های شان را در بی معنی ترین حالت ممکن نشان دهیم؟
انقدر سریال و فیلم و کلیپ و صوت و متن چه و چه به صورت طنز، برای اشاره به مشکلات جامعه ساخته شده است و انقدر حتی کلیپ های ساده ای که در فضای مجازی ساخته می شود گویا و در نوع خودشان طناز هستند که اگر قرار باشد فیلمی بسازیم و در آن به چیزی انتقاد کنیم، باید کارمان را خیلی خیلی خوب بلد باشیم.
که اتفاقا همین اين فيلم را زیر سوال مي برد، با گفتن چند تا شعار نخ نما شده و بی مصرف و چند شوخی جلف و یک سرى تصاوير و كلام نامفهوم فقط سعی در جذب مخاطب هست و شعور مخاطبت دست كم گرفته مي شود‌.

ریحانه پارسال در فیلم سینمایی گشت ارشاد 3
ریحانه پارسال در فیلم سینمایی گشت ارشاد 3

حتی صحنه های اکشن این فیلم بدون فکر ساخته شده اند.
دزدیده شدن "مهوش" و تهدید او به مرگ برای زیر فشار گذاشتن "پیکان"، که معلوممان نشد "تفرشی" کی به علاقه "پیکان" به مهوش می برد و او را قربانی اهدافش می کند. احتمالا همان است که گفتم، نسخه ی تدوین شده جایی در همین نزدیکی است و هنوز اکران نشده و همه ی این ها تقصیر پیک موتوری است که اشتباهی راف کات ها را تحویل داده، در واقع نسخه ی دور ریز اکران شده است!
چون مخاطب هرگز یک نما از هماهنگ شدن "پیکان" با گروه نوازنده هایش نمی بیند و معلوم نیست چطور می شود که موقع کنسرت، انقدر خوب اجرا می کنند. یا مثلا حالا که حسن شعرها را از پدر معتادش می دزدد و پدرش هم اعتراض می کند چه تاثیری روی داستان گذاشته است.
در این بین شخصا نمى دانم پولاد کیمیایی چرا در چنین فیلمی بازی كرده است!! چون انتخاب این فیلم برای بازی توجیه ندارد.
اگر وقت اضافه دارید و صرفا کنجکاوید که فیلم را ببیند ریسک کنید و این فیلم را تماشا کنید تا به موارد جالب تری پی ببرید!

: برای دریافت مشاوره درباره نگاهى به فيلم گشت ارشاد 3 فرم زیر را تکمیل کنید
پرداخت هزینه مشاوره

معرفی نویسنده:

متولد سال شصت و یک
فیلم نامه نویسی را زیر نظر اساتید؛ ناصر تقوایی و سعید عقیقی آموختم.
فیلم نامه هایی نوشته ام که بعضی از آن ها به فیلم کوتاه تبدیل شده اند.

نظر خود را درباره «نگاهى به فيلم گشت ارشاد 3» در کادر زیر بنویسید :

9 - 2 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید