کد مطلب: 59637 درج نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
یک قدم تا رهایی ; نقد و بررسی فیلم نخستین انسان

یک قدم تا رهایی ; نقد و بررسی فیلم نخستین انسان

داستان از جایی شروع می شود که “نیل آرمسترانگ “فرزند خود را از دست داده و دچار غم و رنجی بزرگ شده است. در اواسط فیلم، در سکانس مراسم ختم فضانوردی دیگر، ناگهان
زمان مطالعه: 4 دقیقه

First Man (2018)
نخستین انسان

کارگردان: دیمن شزل
بازیگران:
رایان گاسلینگ (نیل آرمسترانگ)
کلر فوی (جنت شارون، همسر نیل آرمسترانگ)
کوری استول (باز آلدرین، فضانورد، دومین انسانی که طی مأموریت آپولو 11 پا به کره ماه گذاشت.)
کایل چندلر (دیک اسلایتون، رئیس ناسا)
جیسون کلارک (ادروارد هیگنیز وایت، نخستین فضانوردی که موفق به راهپیمایی فضایی شد. او طی مأموریت آپولو یک کشته شد.)
موسیقی: جاستین هوریتز
ژانر: حماسی، زندگینامه، درام
مدت: 141 دقیقه
امتیاز در IMDB :
7.3
خلاصه داستان: فیلم برنامه فضایی آپولو و تلاش های ناسا در طی سال های 1969-1961 برای فرستادن نخستین انسان بر روی کره ماه را به تصویر می کشد.

 

“نیل آرمسترانگ “ نخستین انسانی است که طی مأموریت آپولو 11 پا به کره ماه می گذارد.

“دیمن شزل “ کارگردان فیلم های لالالند،ویپلش و شماره 10 و خیابان کلاورفیلد یک بار دیگر با ساخت فیلمی زیبا هنر خود را به نمایش می گذارد. نخستین انسان فیلمی خوش ریتم و با ساختاری قوی ست. شزل فرمی مناسب برای بیان موضوع مورد نظر خود انتخاب کرده است. داستان از جایی شروع می شود که “نیل آرمسترانگ “فرزند خود را از دست داده و دچار غم و رنجی بزرگ شده است. در اواسط فیلم، در سکانس مراسم ختم فضانوردی دیگر، ناگهان دختر بچه ای زیبا را می بینیم که با سایر کودکان بازی می کند. با نگاه “نیل “ممکن است به ذهن مخاطب برسد که چه دختر نازی دارد، اما لحظه ای بعد با دیدن جای خالی کودک می فهمیم دیگر آن دختر زیبا و دوست داشتنی را ندارد. همین یک صحنه کافی ست تا گوشه ای از درد و رنج پدری را که فرزند از دست داده، به تصویر بکشد.


“آرمسترانگ “به ناسا ملحق می شود تا در پروژه سفر به ماه شرکت کند. از او می پرسند: «شما تازه دخترت رو از دست دادی، آیا غم از دست دادن فرزند روی کارت تأثیر نمی گذاره؟» نیل پاسخ می دهد: «این احمقانه ست که فکر کنیم تأثیر نمی گذارد.»
اما برخورد انسان ها با غم به گونه های مختلفی ست. «توران میرهادی» جمله ای را از مادرش نقل قول می کند که: «غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کنید.» او هم غم مرگ برادرش فرهاد را به کار عظیمی مانند تأسیس “مدرسه فرهاد “تبدیل نمود.
“نیل آرمسترانگ “نیز غم از دست دادن دخترش را به کاری بزرگ مانند سفر به ماه تبدیل می کند. او سختی های این راه را این گونه تحمل می کند؛ با یاد شیرین دخترش. پروژه سفر به ماه، پروژه آسانی نیست و نیاز به انسانی قوی دارد. “نیل آرمسترانگ “تلاش می کند قوی باشد. او با خاطرات دخترش قدرت می گیرد. «نینا سنکویچ» در کتاب «تولستوی و مبل بنفش» می گوید: (نقل به مضمون) « آنهایی که دوستشان داریم تنها داریی ما هستند. می توانیم خاطرات لحظات خوشی را که با آنها داریم در جیب مان بگذاریم تا در روزها و لحظه های سخت به آن تصاویر پناه ببریم.» نیل آرمسترانگ نیز چنین کاری می کند. با خاطرات دخترش قدرت می گیرد و به آنها پناه می برد و لحظات سخت را پشت سر می گذارد. چه سختی های جسمی که یک فضانورد می بایست تحمل کند و چه سختی ها و موانع دیگری که پیش روی آنهاست.
در مسیر پروژه سفر به ماه بسیاری از آزمایش ها با شکست روبرو می شود. “آرمسترانگ” به خوبی این مسأله را می داند و می پذیرد که آزمایش و شکست قسمتی از مسیر است و هر شکست درسی برای کم کردن خطا می دهد. اما گاهی شکست ها هزینه های سنگین و جبران ناپذیری دارند؛ مانند مرگ دوستان و همکاران و در کنار همه ی موانع صدا های مخالف، سرزنش ها و صداهایی که هیچ درکی از موقعیت و تلاش های آنها ندارد. بسیاری از مردم با پروژه سفر به ماه مخالف بودند؛ به دلایل مختلف. بسیاری هم آن را اتلاف هزینه های گزاف برای یک خیال پردازی موهوم می دانستند. پس از گذشت سال ها هنوز هم مخالفان ادعا دارند صرف این همه هزینه بیهوده بوده است. از آن بالاتر عده ای مدعی هستند که سفر به ماه دروغی بزرگ بوده و هرگز رخ نداده است. عده ای آن را فقط نمایشی ساختگی برای ایجاد رقابت و ورشکستگی اتحاد جماهیر شوروی می دانند.


گاهی لازم است بی اعتنا به همه ی صداهای مخالف فقط و فقط به سوی هدف حرکت کرد. آن طور که آرمسترانگ آرام به سوی ماه حرکت کرد. «نخستین انسان» نه تنها داستان سفر قهرمانی نیل آرمسترانگ به سرزمین ناشناخته ماه است، بلکه گویی آنچنان که «جوزف کمپبل» در سفر «قهرمان هزار چهره» می گوید داستان اسطوره ها و سفرهایشان بازتابی از سفرهای قهرمان درون ما انسان ها و حال و هوای درونی ماست. گویی سفر انسان به ماه، سفر انسان است به سرزمینی ناشناخته برای رهایی از غم و رنج و رسیدن به آرامش.
نیل آرمسترانگ قبل از قدم گذاشتن روی ماه می گوید: « این یک قدم خیلی کوچک برای انسان است و یک پرش غول پیکر برای بشریت.»
قدمی که مانند عبور از دروازه ای به سوی کهکشان ناشناخته ها بر دانش و سیاست و تاریخ بشریت تاثیری به سزا می گذارد.
موسیقی زیبای “جاستین هوریتز “و قطعه فرود به خوبی با فضای فیلم هماهنگ است و این لحظه را در ذهن مخاطب حال و هوایی خاص می بخشد.
“آرمسترانگ “روی ماه قدم می گذارد. به جای پای خود نگاه می کند و به باز آلدرین (نام باز لایتر در انیمیشن داستان اسباب بازی ادای دین به اوست) که شاد و کودکانه قدم می زند. آرمسترانگ دستبند دختر کوچکش را در ماه رها می کند. غم هایش را نیز.
او به زمین باز می گردد، آرام و رها.

دینا آهنگری
مرداد 1400

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «یک قدم تا رهایی ; نقد و بررسی فیلم نخستین انسان»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

5 + 6 = ?