کد مطلب: 60067 درج نظر
زمان مطالعه: 3 دقیقه
نقد فیلمنامه و بررسی فیلم فرار پرتوریا، یک ساعت و نیم ادرنالین خون بالا

نقد فیلمنامه و بررسی فیلم فرار پرتوریا، یک ساعت و نیم ادرنالین خون بالا

فیلم فرار پرتوریا داستان افرادی را روایت می کند که برعلیه آپارتاید مبارزه می کردند و در نهایت به زندان امنیتی پروتریا منتقل می شوند.
زمان مطالعه: 3 دقیقه

شنبه 27 شهریور 1400
نویسنده: چکاوک شیرازی

فیلم، روایت یک داستان واقعی است. «تیم جنکین »با بازی «دنیل ردکلیف »و« استفان لی» با بازی «دنیل وبر »که از سفیدپوستانی بودند که بر علیه آپارتاید مبارزه می کردند، دستگیر می شوند و چون اقدام به فرار می کنند به زندان امنیتی پروتریا با محافظت های بالا منتقل می شوند.

فیلم کاملا مهیج است. لحظه به لحظه ی فیلم استرس را در مخاطب بالا می برد. ابتدای فیلم که «جنکین» و «استفان »بر اثر بدبیاری بعد از منفجر کردن چند بمب کوچک که برای پخش اعلامیه ساخته شده بود، دستگیر می شوند، هیجان فیلم چیزی در حد صفر است. اما با اولین فرار «استفان »هیجان پله پله بالاتر می رود تا زمانی که هنگام فرار به اوج خودش می رسد. به گونه ای که مخاطب مدام در دل تشویقشان می کند و با گفتن " بجنبید، لعنتی ها" سعی در پایین آوردن هیجانش دارد. اما نکته ی مهم در این فیلم نامه نداشتن رقیب به معنای واقعی بود. ما در بعضی فیلم نامه ها شاهد رقبای معنوی هستیم مانند زمانی که فرد با وجدانش دست به گریبان است و در برخی دیگر رقیب قهرمان یک کاراکتر انسانی است و الی آخر... اما در فرار از پرتوریا چیزی ملموس، به عنوان رقیب وجود نداشت.

فرار از پرتوریا

ما از دیالوگ های «دنیس»،زندانی دیگری که بر علیه آپارتاید مبارزه می کرد و به سه بار حبس ابد محکوم شده بود ،متوجه می شویم که شانس فرار از آن جا تقریبا هیچ است زیرا تک تیراندازهای محافظ زندان، افرادی زودجوش هستند که با دیدن زندانی فراری بلافاصله به سرش شلیک می کنند. نقش «دنیس» تنها این بود که ته دل قهرمانان را خالی کند و از آن ها بخواهد که از نقشه شان منصرف شوند. ولی عملا رقیبی وجود ندارد بارها افسران زندان متوجه ی چیزکی ناهماهنگ در رفتار جنکین و استفان می شوند و آن ها و ما را تا مرز قبض روح شدن، می کشانند. ولی متاسفانه هیچ کدام از این بو کشیدن به شکار منجر نشد و در پایان این زندانی ها بودند که موفق شدند.

در ابتدای ورود آن دو به زندان شخص سومی هم به تیمشان می پیوندد به نام« لئونارد »با بازی مارک «لئونارد وینتر »که او هم ابتدا مدام حرف های مایوس کننده می زند اما با دیدن پسرش و شنیدن حرفهایش مصمم می شود که بر ترسش غلبه کند و با« استفان »و «جنکین »همکاری کند. فیلم مدام ما را در این دلشوره می انداخت که شاید هنگام فرار به سر یکی از این سه نفر شلیک شود و مظنون اصلی هم «لئونارد »به نظر می رسید. یا حداقل انتظار این بود که شاید همین لئونارد یا دنیس آدم فروشی کنند و قهرمانان اصلی به هدفشان نرسند. اما هیچ کدام از این اتفاق نمی افتد و آن ها بالاخره خلاص می شوند. البته نزدیک به سه سال طول می کشد که با مختصر ابزاری که در اختیار دارند کلید وسایلی بسازند که تمام درها را رو به آزادی باز کنند.

نقد فیلم پرتوریا

در این بین اگر گرفتاری یا اختلاف نظری هم پیش می آمد ‌که معمولا بین جنکین و لئونارد بود نفر سوم یعنی استفان وارد می شد و با جمله ای آن ها را راهنمایی و دعوت به آرامش می کرد. اما در کل فیلم خوب از آب در آمده بود هرچند که اگر بر اساس داستانی واقعی نبود دلیل زندانی شدن آن ها چندان مهم نبود، یعنی اگر بر فرض به جرم قتل یا سرقت زندانی شده بودند تاثیری بر روند فیلم نداشت زیرا با دستگیر شدن قهرمانان ارتباط ما هم به عنوان مخاطب با دنیای بیرون قطع می شود و تنها شاهد اتفاقات درون زندان و پیشروی مرحله به مرحله ی قهرمانان زندانی هستیم.

همان طور که قبلا اشاره شد هیجان پله پله بالاتر می رود اما حیف که در هیچ مرحله به قدرت رقیب افزوده نمی شود و رقبا در همان حالتی که ابتدا بودند در جا می زنند و چه بسا ابله تر هم جلوه می کنند. این هیجان در ابتدا با فرار استفان که منجر به دستگیری اش شده شروع می شود، مرحله به مرحله با شک های مامورین و تلاش هایشان برای ساختن کلید و مبارزه با درهای بسته بیشتر می شود تا لحظه ی فرار که به اوج خودش می رسد. اما چند سوال بی جواب هم برای ما باقی می ماند‌ یکی‌ این که موقع دستگیری، جنکین وسیله ای را در بدنش جاسازی می کنند و که بعد دنیس به آن پی میبرد. اولا که موقع ورود به زندان که کاملا چک می شدند و این که چطور متوجه ی آن وسیله نشدند سوال است. دوما هیچ استفاده ای از آن وسیله نمی شود و اصلا معلوم نیست چرا آن عذاب را به خودش هموار کرده؟ یا این که لحظه ی آخر درست هنگامی که آخرین در باز می شود جنکین خم می شود و خرده چوب ها را جمع می کند که این کار نه تنها در چنان شرایطی لزومی نداشت بلکه خیلی هم احمقانه بود. اما در کل می توان نوید یک فیلم متوسط را داد که آدرنالین خون را برای یک ساعت و چهل و چند دقیقه بالا می برد.

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «نقد فیلمنامه و بررسی فیلم فرار پرتوریا، یک ساعت و نیم ادرنالین خون بالا»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

4 * 9 = ?