کد مطلب:  61038 
درج نظر
درج نظر
زمان مطالعه: 3 دقیقه
نقد فيلم فينچ، نه خانى امده نه خانى رفته

نقد فيلم فينچ، نه خانى امده نه خانى رفته

فيلم فينچ با بازى تام هنكس و كارگردانى ميگل سپاچنيك ،يك فيلم در ژانر علمى تخيلى مى باشد.اين فيلم قبلا بايوس نام داشت اما در سال ٢٠٢١ به نام فينچ منتشر شد.
زمان مطالعه: 3 دقیقه

سه شنبه 16 اذر 1400
چكاوك شيرازى

  •  فيلم فينچ
  • Finch
  • 2021

فيلم "فينچ با"بازی "تام هنکس "در نقش فینچ، ابتدا یک فیلم با ژانر جاده ای را نويد مى دهد که با یک تركيب فيلم هاى "دو رفیق " توام شده است گفته ام، اما انگار اخيرا "تام هنکس "هم نماد فیلم بد شده است. سابق بر این با دیدن نام او بر تیتراژ فیلمی، مشتاق تماشایش می شدیم، اما حالا باید از آن پرهیز کنیم؛ نه که تام هنکس چیزی در بازیگری کم گذاشته باشد، اتفاقا چون او بازیگر فوق العاده توانایی است، همه ی بار فیلم بر شانه های او قرار می گیرد و خود فیلم دیگر چیزی برای عرضه کردن ندارد.
اشتباه فیلم سازان در این است که خیال می کنند فیلمی مانند " بزرگ" صرفا به دلیل حضور تام هنکس تبدیل به فیلم مهمی شده است و وجود مهم ترین عامل یعنی فیلم نامه ی قوی و کامل را نادیده می گیرند و گمان می برند که "تام هنکس "می تواند فیلم نامه ی ضعیفشان را قدرت ببخشد.

تام هنکس در فيلم فينچ
تام هنکس در فيلم فينچ

 

همیشه راجع به جمشید هاشم پور هم گفته ام که اگر ایشان در فیلم های با فیلم نامه های حرفه ای بازی می کردند، از نظر شهرت، جهانی می شدند.
همه ی این ها گفته شد که به این نتیجه برسیم که فیلم "فینچ "چیزی برای مخاطب نداشت.

فیلم که به شدت سعی کرده بود اطلاعاتش را به صورت قطره چکانی به مخاطب بدهد، او را کاملا نا امید رها می کند. زیرا همان اطلاعاتی هم که داده می شود، اتفاق خاصی را رقم نمی زنند.
مثلا سکانسی فقط به این تعلق دارد که "فینچ "تعریف می کند چگونه سگی که حالا با هم هستند را پیدا کرده است‌‌. درست است که این خاطره به ما اطلاعاتی راجع به داستان فیلم می دهد اما همان جا تمام می شود و دلیل این وقت هدر دادن مشخص نمی شود.

"فینچ "را در حالی می شناسیم که در حال ساختن یک ربات است. ربات که تکمیل می شود، تقریبا بدون هیچ دردسری خوی و خصلت انسان ها را به خود می گیرد. ربات که خود را "جف "می نامد بسیار دوست داشتنی از آب درآمده و به دلیل واکنش هایش، به فضای بی روح فیلم، رنگ و رو داده است.

تمام مدت یا حداقل یک سوم ابتدای فیلم "فینچ "مدام به "جف "یادآوری می کند که به کسی اعتماد نکن. وقتی که این موضوع چندین بار مطرح می شود مخاطب منتظر است که جایی از جف خیانتی ببیند که حرف "فینچ "ثابت شود اما تا پایان، "جف "هیچ قدم خطایی بر نمی دارد. اشتباه می کند اما کاری که منجر به یک فاجعه یا تغییر بزرگ شود صورت نمی گیرد.
آن دو با هم همراه می شوند هر چند که نمی دانیم اصلا چرا فینچ، جف را ساخته است. او حتی اوایل به او اعتماد هم نمی کند. به هر حال آن ها سفرشان را به سوی سانفرانسیسکو شروع می کنند.

ما هیچ اطلاعاتی از فضای داستان نداریم. تنها این را می دانیم که انسانی روی کره ی خاکی نیست و اگر هم باشد بسیار خطرناک است زیرا برای به دست آوردن آذوقه دست به هر کاری خواهد زد.
مدام منتظريم که کسی مشکلی برای آن ها ایجاد کند، اما هیچ چیز نیست.

فيلم فينچ
فيلم فينچ

 

همه چیز به خوبی و خوشی ختم به خیر می شود و آن ها به سانفرانسیسکو می رسند که ظاهرا در پی از بین رفتن لایه ی ازن، سطح تشعشعات خورشید در آن جا کم تر است. باز هم معلوم نیست چرا فقط فینچ از این موضوع اطلاع دارد.

تنها حسنی که فیلم دارد این است که وقتی فینچ در پس طی کردن مسیری طولانی با لباس ضد اشعه ی فرابنفش به جایی می رسد که می تواند زیر آفتاب بنشیند و از آن لذت ببرد، به خودمان می آییم و با خود می اندیشیم که به عنوان انسان برای حفظ تنها سیاره برای حیاتمان چه می کنیم؟
فیلم با مرگ فینچ به پایان می رسد.
جف به همراه سگ به مسیرشان ادامه می دهند.
اما نه جف روی فینچ اثر به خصوصی گذاشته بود نه فینچ، جف را عوض کرده بود.
شاید در ظاهر چیزهایی به جف یاد داده باشد اما او را عوض نکرده، زیرا جف برای کسی آزاری نداشته که بخواهد با آموزه های فینچ تغییری در اخلاقش پدید بیاید.
خلاصه که وقتی فیلم تمام شد، انگار نه خانی آمده است و نه خانی رفته.

: برای دریافت مشاوره درباره نقد فيلم فينچ، نه خانى امده نه خانى رفته فرم زیر را تکمیل کنید
واریز هزینه و دریافت مشاوره توسط :

نظر خود را درباره «نقد فيلم فينچ، نه خانى امده نه خانى رفته» در کادر زیر بنویسید :

2 * 8 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید