نقد و تحليل فيلمنامه اسپنسر (Spencer) | آسمونی
کد مطلب: 61245 درج نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
نقد و تحليل فيلمنامه اسپنسر (Spencer)

نقد و تحليل فيلمنامه اسپنسر (Spencer)

فیلم اسپنسر به کارگردانی «پابلو لارائین» و بازیگری «کریستین استوارت»، یک روایت از زندگی پرنسس دیانا و همسرش است و برای اولین بار در جشنواره فیلم ونیز اکران شد
زمان مطالعه: 4 دقیقه

شنبه ٢٧ اذر ١٤٠٠
چكاوك شيرازى

  • Spencer
  • کارگردان: پابلو لارائین
  • نویسنده: استیون نایت
  • ۲۰۲۱

اگر می خواهید یک اثر اقتباسی را به عنوان الگو و نمونه ای بی نظیر بشناسید و از آن برای آموزش استفاده کنید ، حتما فیلم «اسپنسر»را ببینید. در آثار اقتباسی که همیشه و اکثرا همه جا، نسخه ی ضعیفی از نمونه ی اصلی ارائه می شود، این گونه به نظر می رسد که نویسنده یا فیلمساز تعریف درستی از معنی اقتباس نداشته است.

مانند همین فیلمی که چند وقت پیش از روی زندگی نامه ی «لوییس وین »ساخته شد بود و نقدش را هم همین سایت در قسمت سینما و تلویزیون خود، گذاشته است. اثر اقتباسی یعنی شما با خواندن کتاب یا شعر یا حتی دیدن فیلم به آنی در زیر پوست آن متن می رسید و همان را به عنوان مضمون اصلی فیلمتان انتخاب می کنید. شاید هرگز لازم نباشد اشاره های برجسته به خود اثر اصلی داشته باشید، تنها رگه هایی باریک از اثر اصلی لازم است که انسجام متن را حفظ کند و به ما یادآوری کند که چه می بینیم.

کریستین استوارت در فیلم اسپنسر
کریستین استوارت در فیلم اسپنسر

 

«فیلم اسپنسر» که امیدوارم امسال جایزه های زیادی را ببرد به این اصل اصلی بسیار وفادار بوده است. از همان انتخاب عنوان فیلم معلوم است که با چه چیزی مواجهیم. عنوان «اسپنسر»نام خانوادگی «پرنسس دایانا» در دوران مجردی اش می باشد و انتخاب این عنوان یعنی ما قرار است فقط و فقط فیلمی راجع به او ببینیم. قبل از این که راجع به متن فیلم صحبت کنیم باید ابتدا کلیه ی عوامل فیلم را ستود. به عنوان مثال طراحی لباس که گاهی این توهم به ذهن متبادر می شد که شاید از خیاط شخصی پرنسس دایانای واقعی استفاده شده است!

همینطور آرایش موها به «کریستن استوارت »کمک کرده بود تا نقشی بی بدیل بیافریند و هنر بازیگری را دوباره تعریف کند. انگار او همانی نبود که در فیلم " فرشتگان چارلی" یک نینجای تعلیم دیده بود. کارگردانی و تدوین در حیطه ی تخصصی من نیست اما می توانم تفاوت فیلمی که کارگردان درجه یکی پشتشش ایستاده را با سایر فیلم ها تشخیص دهم، که کارگردانی این فیلم نیازی به تعریف آماتورهایی مانند من ندارد.

برویم سر موضوع اصلی، یعنی فیلم نامه. فیلم نامه ی این کار نوشته ی «استیون نایت »است که نه تنها معنی اقتباس کردن را خوب می داند بلکه توانسته قهرمانی بیافریند که برای نسل ما که دوران «پرنسس دایانا» را درک نکرده است، جذاب تر از خود پرنسس واقعی باشد. قهرمان این فیلم سردرگم، آشفته، بیمار و سرکش است او نیاز دارد که درمان درد و بی قراری اش را بشناسد. او نیاز اخلاقی و روانشناختی را با هم دارد و همان طور که می دانیم پرنسس دایانا هم از دستورات تا حدی که در توانش بود سرپیچی می کرد. اما این سرکش بودن شخص پرنسس تنها ایده ای به نویسنده داده که توانسته آن را بال و پر دهد و بگستراند و تنها به صورتی ظریف و نامحسوس به اثری که بر خانواده ی سلطنتی گذاشته است، اشاره شده است. اما تقریبا همه ی دنیا می دانند که ملکه واقعی چقدر از «پرنسس دایانا »عصبانی بود.

فیلم شامل تلاش های «اسپنسر» برای فرار از موقعیت های خاص و به طور کلی فرار از قصر است. اما موفق نمی شود و بسیاری از مبارزاتش در ذهنش شکل می گیرد و ما شاهدیم تا چه حد او را می آزارد. چیزی مانع موفقیتش است. او باید به چیزی یا جایی برسد که بتواند بندها را پاره کند. داستان پیش می رود و جایی اواخر آن، «اسپنسر »می فهمد که مسئول لباس هایش، عاشق اوست. این موضوع هم ما را غافلگیر می کند و هم «دایانا» را این شوک‌ بزرگ فیلمنامه است هم برای شخصیت اصلی داستان و هم برای مخاطبی که تا حدودی در مورد زندگی خصوصی باز «پرنس چارلز» و‌«دایانا» می دانند. اما نویسنده ی باهوش می داند که مطرح کردن چنین چیزی تازگی ندارد. حتی اگر شخصی بدون دانستن «اسپنسر » به او علاقه داشت تا این حد عافلگیر کننده و ساختار شکنانه نبود.

کریستین استوارت در فیلم اسپنسر
کریستین استوارت در فیلم اسپنسر

 

زمانی که او به یک کشف نفس جدید رسید با پسرانش از کاخ بیرون زدند. در طول فیلم ما تنها دیالوگ هایی که به صورت برجسته، واضح و بلند می شنیدیم دستوراتی بود که سرآشپز به کارمندهایش می داد و هر چند دقیقه یک بار اسامی خوراکی هایی را می شنیدیم که همگی ارگانیک و برای سلامتی مفید هستند. به محض خروج از کاخ دایانا به رستوران می‌رود و برای پسرانش مرغ سوخاری و سیب زمینی و نوشابه سفارش می دهد. غذایی در تقابل با غذاهای کاخ و نمادی از رهایی پرنسس دایانا و رسیدن به خواسته اش.

ما نمی دانیم خواسته ی پرنسس واقعی چه بوده اما دایانای قصه ی ما خواهان یک زندگی خوب، ساده و معمولی بود که در تعادل جدید زندگی اش به آن دست پیدا می کند. نکته ی طلایی فیلم این بود که مدام به عکاس های مزاحم (پاپاراتزی) اشاره می شد. عکاسانی که همه جا هستند و اولین دلیل احساس خفقان «اسپنسر» هستند. زیرا باید همیشه پشت در و پنجره های بسته قرار بگیرد و نتواند آزادانه زندگی کند.

پایان فیلم برخلاف تصور به مرگ پرنسس ختم نمی شد اما نویسنده به گونه ای بسیار حرفه ای و مویرگی نشان داد که مزاحمت عکاسان که در زندگی حقیقی باعث مرگ پرنسس و همراهانش شده چطور در دنیای فیلم همان حس خفقان را برای «اسپنسر »به وجود آورده، در هر دو این عکاسان هستند که آسایش را از «دایانا» گرفته اند. اما نویسنده ی حرفه ای " کُنه" ی مطلب را گرفته و آن را در فیلم نامه ی خود جا داده است.

www.Asemooni.com

: برای دریافت مشاوره درباره نقد و تحليل فيلمنامه اسپنسر (Spencer) فرم زیر را تکمیل کنید
پرداخت هزینه مشاوره

معرفی نویسنده:

متولد سال شصت و یک
فیلم نامه نویسی را زیر نظر اساتید؛ ناصر تقوایی و سعید عقیقی آموختم.
فیلم نامه هایی نوشته ام که بعضی از آن ها به فیلم کوتاه تبدیل شده اند.

ثبت نظر درباره «نقد و تحليل فيلمنامه اسپنسر (Spencer)»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

6 - 4 = ?