کد مطلب: 60757 درج نظر
زمان مطالعه: 2 دقیقه
واکاوی داستان های عاشقانه با نگاهی به فیلم جهنم گابریل

واکاوی داستان های عاشقانه با نگاهی به فیلم جهنم گابریل

فیلم سینمایی جهنم گابریل در ژانر عاشقانه، داستان دختری به اسم جولیان را روایت می کند که عاشق شخصیت دوم این فیلم، یعنی گابریل می شود.
زمان مطالعه: 2 دقیقه

یکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰
نویسنده: چکاوک شیرازی

  • جهنم گابریل
  • ۲۰۲۰
  • آمریکا
  • کارگردان: توسکا ماسک

داستانی دراماتیک است که دو شخصیت دارد مانند تمام داستان های عاشقانه که به دو شخصیت اصلی نیاز دارند و صد البته که یکی از شخصیت ها کمی از دیگری پر رنگتر است و شخصیت پر رنگ تر در " جهنم گابریل" دختری به نام “جولیان “است. خلق دو شخصیت کاملا تعریف شده و پرورش یافته الزامات خاصی برای شبکه ی شخصیت داستان به وجود می آورد.
داستان عشقی به نحوی طراحی می شود که ارزش میان ارتباط دو شخصیت برابر را به مخاطب نشان دهد.

مفهوم اصلی داستان های عشقی خیلی عمیق است. داستان های عشقی می گویند،به واسطه ی عشق دیگری است که هر فرد رشد می کند و به خویشتن حقیقی خویش می رسد.
بیان این اندیشه ی عمیق از طریق شبکه ی درست شخصیت، کار ساده ای نیست. زیرا باید برای هر کدام از شخصیت ها دو خط آرزو یا به قول «جان تروبی »دو ستون فقرات مجزا داشته باشیم. دو مسیری که داستان سعی می کند به طور هم زمان در آن ها پیش برود.

خط آرزو در فیلم «جهنم گابریل »به «جولیان »داده شده است. زیرا این «جولیان »است که پس از تجربه ی اولین اتفاقات رمانتیک زندگی اش با «گابریل» و زمانی که «گابریل »او را ترک می کند، در او حل می شود و به جستجویش بر می آید. ابتدای داستان ما «جولیان »را در کلاس درس «گابریل» که استاد ادبیات ایتالیایی است می بینیم که با پرخاش های «گابریل »مواجه می شود. زمانی که «گابریل »به او پرخاش می کند، دانشجوی دیگری به نام «پل» از «جولیان» حمایت می کند.

نقد فیلم جهنم گابریل
نقد فیلم جهنم گابریل

استفاده از کهن الگوی عاشق در فیلم ها نقاط ضعف ذاتی مخصوص به خود را دارد؛ عاشق می تواند خود را در دیگری گم کند یا دیگری را مجبور به ایستادن در سایه ی خود کند.
در این جا، این «جولیان »است که در دیگری گم شده. زیرا وقتی با یک فلش بک به عقب بر می گردیم و شاهد چگونگی آشنایی «گابریل »و «جولیان »هستیم در می یابیم که چرا «جولیان »آن رشته ی تحصیلی را برای خود بر می گزیند یا چرا کپی تابلوی معروفی را که “گابریل “در حرف هایش از آن یاد کرده به دیوار اتاقش آویخته است.

اما در عوض ما «گابریل »را داریم که به عنوان یک حریف برای «جولیان »بسیار قوی طراحی شده است. او اکثر خصلت های یک حریف خوب را دارد. زیرا حریف خوب کسی است که بهتر از هر کس دیگری در دنیا قادر است به نقطه ی ضعف بزرگ قهرمان حمله کند و این حمله بی وقفه است. حریف قهرمان را وادار می کند یا برضعف خود غلبه کند یا نابود شود.
گابریل این کار را برای جولیان انجام می دهد. مدام به نقطه ی ضعفش حمله می‌کند. در نماهایی چنان با او عاشقانه برخورد می کند که گویا «جولیان »روی ابرها پرواز می کند. اما لحظه ای بعد از هر بیگانه‌ای نسبت به جولیان بی تفاوت تر و سردتر و غریبه تر است.

او حتی جلوی شکل گیری احساسات “جولیان” و “پل “را می گیرد و در حالی که خودش به “جولیان” نزدیک نمی شود اجازه نمی دهد «پل »هم با «جولیان »روابط صمیمانه تری برقرار کند.
گابریل” به عنوان حریف به اندازه ی “جولیان “ارزشمند است. حریفی است که چهره ی انسانی دارد و به نوعی همزاد قهرمان است. در این فیلم گابریل و جولیان هر دو مادر خود را از دست داده اند و تحت محبت های زنی دیگر که حالا مرده است، قرار گرفته اند.

کشمکش های میان «جولیان» و« گابریل »ادامه دارد تا وقتی که آخرین جدل بینشان پیش می آید و آن درست وقتی است که «جولیان »خیال می کند به آرزویش رسیده.

معرفی نویسنده:

متولد سال شصت و یک
فیلم نامه نویسی را زیر نظر اساتید؛ ناصر تقوایی و سعید عقیقی آموختم.
فیلم نامه هایی نوشته ام که بعضی از آن ها به فیلم کوتاه تبدیل شده اند.

ثبت نظر درباره «واکاوی داستان های عاشقانه با نگاهی به فیلم جهنم گابریل»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

8 - 2 = ?