کد مطلب:  62163  درج نظر
زمان مطالعه: 3 دقیقه
ناگفته های دراگان اسکوچیچ( بخش پنجم)؛ ماجرای همسر ایرانی آقای صد در صدی!

ناگفته های دراگان اسکوچیچ( بخش پنجم)؛ ماجرای همسر ایرانی آقای صد در صدی!

در این بخش از صحبتهای سرمربی تیم ملی، درباره شروع مربیگری خود می گوید و البته ورود خود به خاور میانه و این که چگونه شایعه شد او زن ایرانی گرفته است؟!
زمان مطالعه: 3 دقیقه

*بلاژویچ و کرواسی دورانی درخشان را در یورو 1996 و جام جهانی 1998 سپری کردند.

آن زمان نسل درخشانی از بازیکنان را در فوتبال کرواسی داشتیم. گاهی اوقات نسلی طلایی در یک کشور در کنار هم قرار می گیرند. اتفاقی که الان در کرواسی رخ داده، همان زمان هم اتفاق افتاده بود. البته در مقایسه با سایر جمهوری های یوگسلاوی سابق، کرواسی عملکرد بسیار بهتری داشته و این چیزی نیست که بخواهم به خاطر تعصبات ملیتی بگویم. در کرواسی برای رسیدن به این موفقیت ها کار فراوانی هم صورت گرفته و مثال بارز این امر، پرورش مربیان فراوان و حضور تعداد زیادی از آنها در فوتبال سراسر دنیا مثل ایران است. مربیان مختلفی از کشورهای دیگر به ایران آمده اند اما کروات ها موفق تر از همه کار کرده اند.

 

*در ویکی پدیا بین سالهای 96 تا 2001 حفره ای در اطلاعات مربوط به شما دیده می شود. آن ایام چه می کردید؟

- آن ایام هنوز اینترنت به گستردگی امروز نبود و هرچه اطلاعات از بازیکنان بود، در روزنامه های آن زمان دیده می شد. خود من فیلمهای زیادی از دوران بازی ام در اسپانیا داشتم که با از بین رفتن آنها بخشی از زندگی فوتبالی ام را از دست دادم. البته در طول آن دوران به جز ریه کا در تیم دیگری بازی نکردم. در کشور خودم، به جز ریه کا در جایی دیگر بازی نکردم و عشق دومم همین تیم بود.

 

*اگر با پیشنهادی از هایدوک روبه رو می شدید، قبول نمی کردید؟

اتفاقا دو سال پیش، هایدوک چنین پیشنهادی را به من داد. رییس هایدوک به برادرم زنگ زد و برادرم گفت عقلت را از دست داده ای؟! این مساله اصلا قابل قبول نیست که مربی ریه کا، ناگهان مربی هایدوک شود. البته دنیای حرفه ای فوتبال همین است و با وجود عشق به ریه کا، اگر رو در روی این تیم قرار بگیرم، باید برای شکست آن تلاش کنم.

 

*با بازی در باشگاههای نوویلیا و الاتحاد، از فوتبال کناره گیری کردید.

-دیگر به سالهای پایانی فوتبالم نزدیک شده بودم و بیشتر به دنبال این بودم که از فوتبال لذت ببرم. سه سال در تیم الاتحاد امارات بودم که مربی کروات داشت. این تجربه ای متفاوت برای من بود. از این جهت از چالشی جدید صحبت می کنم که رفتن به اسپانیا چندان تفاوتی از نظر فرهنگی برایم ایجاد نکرده بود اما با حضور در خاور میانه برای اولین بار در فرهنگی کاملا متفاوت حضور یافته بودم. در همان زمان علی کریمی هم در امارات بازی می کرد.

 

*حضور در خاور میانه و بعدها کشور ایران، نیازمند تطبیق با فرهنگی جدید، حتی در پوشش بود. با این امر مشکلی نداشتید؟

-در ایران هم شرایطی مشابه بود و لازم بود خودم را زودتر با شرایط این کشور تطبیق دهم. همسرم هم به این شرایط جدید احترام می گذارد و وقتی به ایران آمده بود، ظاهرش کاملا شبیه به زنان ایرانی شده بود. حتی زمانی در انزلی شایعه شده بود که مربی یک زن ایرانی گرفته است! زیرا فکر نکرده بودند که او همسر خودم است. این خیلی طبیعی است که خانواده انسان نیز فرهنگ جدید او را بپذیرند. در زمان مادربزرگ من، در کشور ما هم این شرایط حاکم بودند و زنان، پوششی شبیه به حجاب در ایران داشتند و این مسائل اصلا برایم عجیب نبود.

 

*مربیگری تان را با ریه کا و نتایجی درخشان آغاز کردید.

-آغاز مربیگری من، در شرایطی فوق العاده رقم خورد. در آغاز کار آن قدر صاحب پیروزی شدیم که به من لقب « آقای صددرصدی» داده شد. نخستین بازی ما مقابل اوسیک بود. من تا قبل از آن، مربی دوم تیم بودم و بعد از رفتن مربی اول، جایگزین او شدم و حس کردم که بازیکنان با من، ارتباط خوبی دارند. عصر همان روز رئیس باشگاه چند بار با من تماس گرفت و وقتی دید پاسخی ندادم نگران شد. نزدم آمد و گفت اتفاقی افتاده؟ گفتم خیر. خواب بودم. او از من پرسید قبل از اولین بازی ات خوابیده ای؟ طبیعی بود که فکر و ذکرم به بازی باشد اما نه این که دست و پایم بلرزد. ما در نیمه اول آن مسابقه با یک گل عقب افتادیم اما تا پایان مسابقه، بازیکنان ما 25 کرنر زدند و سرانجام (4-1) برنده شدیم. بازیکنان مثل دیوانه ها تلاش می کردند و می دویدند. بعد از آن هم بردهای پیاپی سبب شد که لقبم صددرصدی شود. در لیگ دوم شدیم و در جام حذفی نیز با برتری بر تیمی که دالیچ مربی اش بود، قهرمان شدیم. سال بعد قهرمان شدیم و آن گاه به اسلوونی رفتم. در اینتربلاک اسلوونی فقط می خواستم تیم را از سقوط نجات دهم. هفت امتیاز از نزدیک ترین رقیبمان عقب بودیم و تنها هشت مسابقه به پایان لیگ باقی مانده بود. در آنجا موفق شدم تیم را از سقوط نجات دهم و یک سال بعد جام حذفی و سوپرکاپ را برنده شدیم و در جام یوفا هم یک مرحله پیش رفتیم.

رئیس آن زمان تیم، یکی از ثروتمندان اسلوونی بود اما با جهت گیری های فکری و سیاسی او موافق نبودم. زیرا نفرات زیادی با او در ارتباط بودند و به وی مشاوره می دادند. برایم هم است که بازیکنان و اطرافیانم احساس مرا درک کنند و اگر آنها چنین درکی از من نداشته باشند، احساس راحتی نمی کنم. به همین خاطر روزی به او گفتم من شما را تا این جا رساندم و حالا دیگر بدون من ادامه بدهید. تنها بعد از دو فصل، آنها سقوط کردند.

 

: برای دریافت مشاوره درباره ناگفته های دراگان اسکوچیچ( بخش پنجم)؛ ماجرای همسر ایرانی آقای صد در صدی! فرم زیر را تکمیل کنید
پرداخت هزینه مشاوره

معرفی نویسنده:

Sport journalist & book author
runner & expert in radio
مهدی زارعی - خبرنگار، پژوهشگر تاریخ ورزش و نویسنده چهل کتاب ورزشی تا امروز

نظر خود را درباره «ناگفته های دراگان اسکوچیچ( بخش پنجم)؛ ماجرای همسر ایرانی آقای صد در صدی!» در کادر زیر بنویسید :

9 - 3 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید