کد مطلب: 58898 درج نظر
زمان مطالعه: 2 دقیقه
خورشید، تابان تر از خورشید

خورشید، تابان تر از خورشید

«خورشید» اثری درخشان از مجید مجیدی است که ما را به یاد دوران اوج این کارگردان می‌اندازد.
زمان مطالعه: 2 دقیقه

اختصاصی آسمونی نقد از چکاوک شیرازی

خورشید، تابان تر از خورشید

امیدوارم به بهترین جایزه های سینمایی دست پیدا کند، که می کند.

همه ی ما با انتخاب سوژه ی مجید مجیدی برای فیلم هایش آشنایی داریم، افراد، خصوصا کودکان محجوری که ناچارند جور یک خانواده را به دوش بکشند. این سوژه ها در دل داستان های مختلف به تصویر کشیده می شد. اما در "خورشید" با فیلم نامه ای منسجم و حرفه ای طرف هستیم با همان سوژه که توانسته فیلمی بسیار جذاب و دلنشین بیافریند.

همین ابتدا تکلیف فیلم را مشخص کنیم که فیلمی ایرانی که توانسته تشریفات غیرضروری را حذف کند گام بلندی از دیگران فاصله گرفته، تمام حرف های و دیالوگ ها در راستای پیشبرد داستان است و از حرف های بیهوده ی وقت پرکن خبری نیست. کاراکتر« علی »خیلی دقیق پردازش شده وتمام حرکات و کنش ها و واکنش هایش از دل نقش بیرون آمده است او تحمیلی و پس زننده نیست. با هر اقدامی که انجام میداد، به واسطه ی بخش بسیار خوب معرفی فضا و کاراکترها، می دانستیم که دروغین و الصاقی نیست و با توجه به چیزی که نویسنده از او ساخته بود، کاملا منطقی بود. بخش معرفی فضای فیلم هم عالی از کار درآمده است، اخیرا فیلم های زیادی ساخته شده که همان ابتدا انگار که معرفی نامه ای چیزی می خوانند شروع به گفتن اسم و فامیلشان و تحصیلات و شغلشان می کنند و گویی فرم اداره را پر می کنند. اما در "خورشید" این معرفی کاملا تصویری است. چهار پسر بچه ی ظاهرا شرور، اما در واقع بچه هایی که در موقعیت های بدی قرار گرفته اند، در حال آسیب زدن به اتومبیل های یک مرکز خرید لوکس هستند. تصویری که همان اول فاصله ی طبقاتی میان آدم های یک شهر را مشخص می کند. اما هرگز در فیلم اشاره ی مستقیمی به این موضوع و موضوعات دیگری ناشی از فقر و... نمی شود.

فیلم ساز فاصله اش را با مطرح کردن چنین موضوعاتی حفظ کرده و از دور نظاره می کند اما در لحظه لحظه ی فیلم شاهد این مسائل، البته به صورت ابژه هستیم. از دیگر اتفاقات خوب فیلم رعایت تکنیک آرک شخصیت بود که علی از شرایط بد به بدتر تغییر وضعیت می دهد و این پایانی تحمیلی نیست بلکه در پس اتفاقاتی است که کاملا به یکدیگر بافته شده اند و نتیجه اش وضعیت نهایی علی است. در نهایت فیلم ساز توانسته خیلی ظریف و نامحسوس  نتیجه گیری کند که  همه چیز سلسله مراتب وار به هم پیوند خورده است . جامعه ای که به صورت نیروی مخالف ( رقیب ) برای علی درآمده و علی پسر بچه ای است که حالا باید به تنهایی با آن مبارزه کند. تعلیق های روایی داستان بسیار به جا بود. چند بار امیدوار شدیم که پسرها به شرایط بهتری حداقل از نظر تحصیلی برسند؟ یا چند بار به امید پیدا کردن گنج با علی همدلی کردیم؟ 

فیلم توانسته بود تا آخر لحن و ریتم خودش را حفظ کند و از شخصیت اصلی اش منحرف نشود و این یعنی اینکه مجید مجیدی می داند که فیلم نامه یعنی همه چیز برای داشتن یک شاهکار لایق بهترین جایزه ها.

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «خورشید، تابان تر از خورشید»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

2 * 9 = ?