بروزرسانی در 1 هفته پیش
کد مطلب: 59238 درج نظر
سوفى و ديوانه، فيلمى بدون داستان
زمان مطالعه: 2 دقیقه
درفیلم سوفی و دیوانه ،امیر در حال خودکشی در مترو است که سوفی با طرح یک سوال او را از این کار منع میکند...
سرفصل های این مطلب:[بستن]

نقد فیلم سوفی و دیوانه

فیلم «سوفی و دیوانه » سعی داشت مفهومی را القا کند. شاید تلاش کرده بود تاثیری که انسان ها روی یکدیگر می گذارند را به تصویر بکشد ، فارغ از اینکه از کجا امده اند و به کجا می روند. اما برخلاف ایده ی خوبش موفق نشده بود. برای ساختن این قبیل مفاهیم انسانی به صورت یک فیلم، نیاز به مطالعه ی دقیق سینماست زیرا سینما ابتدا چشمان مخاطب را درگیر می کند، اگر موفق شد می تواند حس های دیگر را هم درگیر کند. برای ساخت فیلم ابتدا به تصویرهای دقیقی نیاز داریم که در بک گراند داستان بتواند تاثیر عمیقی روی مخاطب بگذارد. باید نمادها را شناخت و به خوبی آنها را به کار گرفت. اگر بنا باشد بازیگران چنین فیلمی فقط حرف بزنند دیگر چه احتیاجی به ساختن فیلم؟!

در این فیلم نه تنها از نمادها استفاده ای نشده بود بلکه با تصاویری به شدت شلخته مواجه بودیم که به راحتی مخاطب را عقب می راند. حتی به دلیل تفاوت قد بازیگران اصلی فیلم که مجبور بودند مدام کنار یکدیگر قرار بگیرند، هیچ قابی درست درنیامده بود و زمانی که سر بازیگر مرد فیلم از قاب بیرون می زد، بیشتر شبیه این بود که کودکی دوربین به دست گرفته و نمی تواند خودش را هم قد بازیگر کند. برخلاف آن چه به نظر چنین فیلم سازانی می رسد که نیازی به تعریف داستان ندارند، اتفاقا بیان مفهوم، هر چیزی که می خواهد باشد، در دل یک داستان تاثیر عمیق تری دارد و در بسیاری از جاها به فیلم ساز کمک شایانی می کند تا منظورش را درست منتقل کند. اما در «سوفی و دیوانه »ما داستانی نداریم.

فیلم سینمایی سوفی و دیوانه

مردی(امیر جعفری) قصد خودکشی دارد. دختری (سوفی) به بهانه ی یادداشت قبل از خودکشی مانعش می شود و بعد کاملا بی دلیل با هم همراه می شوند. حالا قرار است در این سفر زمانی از روز به شب سوفی روی او اثر بگذارد و دنیایش را عوض کند. مخاطب با آن ها در محله های تهران قدم می زند. «سوفی » داستان سرایی می کند و ظاهرا نظر «امیر »را نسبت به زندگی عوض می کند. گویا «امیر» در گذشته اش گیر کرده و نمی خواهد قبول کند که پسرش مرده است با «سوفی» به جاهایی می رود که پسرش می رفته، برای آینده اش برنامه ریزی و رویاپردازی می کند. در نهایت معلوم می شود که یک سالی از مرگ پسرش می گذرد و او هنوز نمی خواهد باور کند.

قرار بود نقطه ی اوج اثرگذاری سوفی جایی باشد که امیر در پی دوندگی هایی که برای محکوم کردن قاتل پسرش، از حقش صرف نظر کند و به وکیلش بگوید که او را بخشیده است . اما این صحنه به حدی سطحی و کم عمق بود که مخاطب به اتفاق دیگری ربطش می داد، چیزی شبیه این که در این اثنا کسی با موتور به «امیر »زده و حالا «امیر »انقدر درگیر مشکلات بزرگتری است که حوصله ی پیگیری ندارد. در حالی که اگر بافت صحنه ها درست بود و داستانی را دنبال می کردیم فیلمساز می توانست از این لحظه نهایت استفاده را ببرد و فیلم را تمام کند. اما بعد از این هر دو بیرون می روند که داستان را کمی بیشتر کش می دهند تا وقتی که سوفی از امیر جدا می شود.

نقد فیلم سوفی و دیوانه

در پایان درمی یابیم که «سوفی »از زندان به مرخصی آمده و تمام داستان هایی که برای «امیر »تعریف می کرده ساخته ی ذهن خودش است. داستان هایی که حال اطرافیانش را خوب می کرده اما متاسفانه به هیچ عنوان نتوانست تغییری در حال مخاطبش خارج از داستان فیلم، بدهد. حتی این سوال هم ایجاد کند که دختری با چنان طرز فکر و قدرتی که توانسته کسی را از مرگ برهاند، اصلا چرا باید در زندان باشد؟

نقد از چکاوک شیرازی

ثبت نظر درباره «سوفى و ديوانه، فيلمى بدون داستان»

برای ثبت نظر ابتدا وارد سایت شوید


ورود به سایت