به بهانه ی دیدن فیلم زمانى براى مردن نيست | آسمونی
کد مطلب: 60986 درج نظر
زمان مطالعه: 2 دقیقه
به بهانه ی دیدن فیلم زمانى براى مردن نيست «No time to die»

به بهانه ی دیدن فیلم زمانى براى مردن نيست «No time to die»

جیمز باند در اوایل دهه ی ۱۹۵۰ متولد شد؛ یک جاسوس باهوش! با معیار هایی انگلیسی. از نوع پوشش گرفته تا آداب اجتماعی.
زمان مطالعه: 2 دقیقه

يكشنبه ١٤ اذر ١٤٠٠
نویسنده: چكاوك شيرازى

جیمز باند در اوایل دهه ی ۱۹۵۰ متولد شد؛ یک جاسوس باهوش! با معیار هایی انگلیسی. از نوع پوشش گرفته تا آداب اجتماعی. همین طور افزودن جذابیت های مردانه و غرور. او و بی توجهی اش با زنان با ته مایه ای از کمدی، البته در اولین داستان جیمز باندی، باعث شد که مخاطبان سینما طرفدار پر و پا قرص او بشوند. بله او، زیرا اگر معیار انتخاب داستان فیلم بود، چیزی برای جذب مخاطب وجود نداشت. این زمانی است که سینمای سیاه و سفید آن دوره فیلم های هیچکاک و چاپلین (هر دو انگلیسی تبار) را داشت که پس از گذشت سالیان سال از زمان ساخت آن ها، هم چنان طراوت خود را حفظ کرده اند.

اما جیمز باند چنان محبوب بود که وقتی برخی از وجوه خدشه ناپذیرش را تغییر دادند، فیلم با شکست گیشه مواجه شد. اما فارغ از علت محبوبیت مامور ۰۰۷ و ماجراهایش اگر بخواهیم از نظر فیلم نامه به آن بپردازیم، چیز چندانی دستمان را نمی گیرد. اولین فیلمی که از جیمز‌ باند دیدم " دکتر نو " بود. انتظار داشتم با آن همه شهرت، با پدیده ای خارق عادت مواجه شوم که نه تنها این طور نبود بلکه احساس می کردم عوامل موفقیت باند برایش چیده شده اند و او کار خاصی برای رسیدن به هدفش انجام نمی دهد. تا جایی که وقتی جیمز باند توسط "دکتر نو "زندانی می شود، دکتر نویی که به هوش خود بسیار می بالد، از دریچه ای که درست بالای سرش قرار گرفته می گریزد و در صحنه ای کودکانه به پایگاه فرماندهی " نو" می رسد و برنامه هایش را به هم می ریزد.

اما خیال کردم که چون این فیلم در سال ۱۹۶۲ ساخته شده است، چندان انتظاری هم نمی شود داشت و شاید با توجه به سلیقه ی جامعه ی آن دوره ساخته شده، اما زمانی که فیلم " زمانی برای مردن نیست" ، از دیگر فیلم های جیمز باند را تماشا کردم، در نهایت ناباوری متوجه شدم، تنها چیزی که در روند ساخت فیلم عوض شده، نوع دوربین های فیلم برداری است!

با این که نزدیک به شصت سال از ساخت اولین جیمز باند می گذرد، منتظر یک تغییر شگرف نبودم ،چنانچه می دانیم این تغییرات قبلا تجربه شده و شکست خورده اند،ولی انتظار می رفت در روند نوشتن فیلم‌نامه تغییراتی هر چند جزیی به عمل بیاد. مثلا این که جیمز باند کمی باهوش تر یا خودکفا تر باشد. وقتی خواستم این فیلم را تماشا کنم، به من پیشنهاد کردند که بهتر است حداقل چند تا از فیلم‌های قبلی را ببینم تا متوجه ی ماجراهای داستان بشوم، اما با ذهنیتی که از فیلم خوب داشتم ادعا کردم که مطمئنا فیلم به گونه ای ساخته شده است که استقلال خود را دارد و من بدون نیاز به دانستن گذشته متوجه ی همه چیز خواهم شد. اما متاسفانه ظاهرا فیلم ملغمه ای از کاراکترهای گذشته بود و بدون سایه ی پر رنگ گذشته، نمی توانست روی پای خود بایستد.
و این سوال ایجاد می شود که اگر کسی نتواند همه ی فیلم های قبل و بعد را ببیند، باید چه کند؟ انگار آدم را روی سطحی لغزنده رها کرده اند. نمی توان‌ با قاطعیت قضاوت کرد، اما به نظرم مخاطب جیمز باند را می بیند تا علت این همه سر و صدا را متوجه شود وگرنه ساختن این همه فیلم بر پایه ی داستان جیمز باند طبیعتا لطفی ندارد. مگر بالاخره جیمز باندی بيايد که اندکی متفاوت رفتار کند. البته انتخاب فیلم برای تماشا کاملا سلیقه ای است و مطمئنا کسانی که فیلم را دوست دارند توانسته اند نکاتی برجسته در فیلم پیدا کنند و از تماشای آن لذت ببرند.
بهتر است فیلم را بدون خواندن هیچ نظری دید، بعد قضاوت کرد. چنان که بازیگران متعددی آرزوی بازی در نقش جیمز باند را دارند.

www.Asemooni.com

: برای دریافت مشاوره درباره به بهانه ی دیدن فیلم زمانى براى مردن نيست «No time to die» فرم زیر را تکمیل کنید
پرداخت هزینه مشاوره

معرفی نویسنده:

متولد سال شصت و یک
فیلم نامه نویسی را زیر نظر اساتید؛ ناصر تقوایی و سعید عقیقی آموختم.
فیلم نامه هایی نوشته ام که بعضی از آن ها به فیلم کوتاه تبدیل شده اند.

ثبت نظر درباره «به بهانه ی دیدن فیلم زمانى براى مردن نيست «No time to die»»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

9 - 4 = ?