کد مطلب: 60461 درج نظر
زمان مطالعه: 3 دقیقه
نگاهی به زندگی استاد" سیروس ابراهیم زاده "

نگاهی به زندگی استاد" سیروس ابراهیم زاده "

استاد سیروس ابراهیم زاده همان آرتیستی است که جای خالی اش را همه ی مردم بر پرده ی سینما یا صحنه ی تلویزیون حس می کنند.
زمان مطالعه: 3 دقیقه

دوشنبه 3 ابان 1400
نويسنده: پرستو زارعی

هواشناسی می گوید: جبهه ی سردی در راه است و من چای بهاره ی ماسوله را دم کرده ام که با یک استکان چای ایرانی که بوی خاک ایران می دهد، کمی خاطره بازی کنم. اخبار هوای سرد و باران که می آید ، آدمی ناخودآگاه به یاد انسان های بزرگی می افتد که زندگی شان آنقدر پربار بوده که بر جوامعشان یا بر خودت تاثیر گذاشته اند. استاد سیروس ابراهیم زاده یکی از آنهاست. با آن بارانی و کلاه گانگستری اش ، ماشین زمان می شود و تو را به سفری می برد که پر از خاطره های دلنشین است. سالهاست این مرد مرموز بارانی پوش را از دور و نزدیک دیده ام . سالها و از اوان جوانی کنجکاو نگاه او بوده ام. گاهی می اندیشم که سیروس ابراهیم زاده در سال 1316 و در اردبیل با همین نوع کلاه شاپو و بارانی های مردان مسافر متولد شده است. گه گداری که در مجامع مختلف می بینمش با خودم می گویم که آرتیستی چنین چرا باید کم کار باشد. بعد خودم جواب خودم را می دهم و می گویم که آه از مافیای سینمای امروز و هزاران آه از...

این مرد بارانی پوش مرموز کارش را از سال 1346 شمسی با رادیو و تلویزیون آغاز کرد و اولین بازی سینمایی اش با زنده یاد علی حاتمی روی پرده رفت. از "حسن کچل "علی حاتمی تا "تاکسی نارنجی "ابراهیم وحیدزاده در سینما و از تیاتر فرنگی تا شاه کلید در تله فیلم ها و تله تاترها و از تالیفات تا ترجمه هایش بیش از نیم قرن می گذرد و اینهمه تجربه ی زیستی با ابراهیم زاده از او استادی قابل تقدیر ساخته که خدارا شکر عاقبت ، پس از سالیان شاهد نکوداشتش در 20 شهریور 96 بودیم. نکوداشتی پس از 50 سال فعالیت مداوم در عرصه ها ی هنری از دراماتیک تا ادبیات و ترجمه و فعالیت های دیگر در شبی زیبا در ایوان شمس و با حضور بزرگان هنری که در مقام شاگردانش بودند برگزار شد. پاییز فصل خاطره بازی هاست. چرا که خاطره عنصر مهمی در ساخت هویت یک انسانند.

قوانین خاطره بازی را اگر خوب بدانی ، خودش می شود کلاس درسی. کلاس درسی تا تجربه ای شود و به تجربه هایت افزوده شود. چایی اصل ماسوله ی من که بهاره است دم کشیده با دانه های هل و غنچه های کوچک گل های قرمز که در پاییز می نوشم. اما ذهنم درگیر آن مرد مرموز بارانی پوش است هنوز با آن کلاه شاپویش و صدای غریبش که شاید اگر آواز می خواند می توانست خود را کنار جیپسی های اسپانیایی یا بوتچلی ایتالیایی ببیند. اما مهمتر از همه ی این ها تلاش این مرد بارانی پوش است که استاد می نامندش و الحق که استاد است اما اگر بخواهم با زمان پیش بروم باید او را آرتیست بنامم. حتی واژه ی هنرمند هم با او فاصله دارد. واژه ی هنرمند به گرد پایش نمی رسد.

واژه ی هنرمند اتمسفری دارد که تک بعدی ست. وقتی می گوییم هنرمند اولین چیزی که از ذهن مخاطب رد می شود این است که در چه هنری فعالیت دارد. اما وقتی می گوییم آرتیست ، حداقل در ترجمان فارسی اش به نوعی جهان شمولی می رسیم. مثل حکیم. چکیمی که هم ریاضی دان بود و هم فیزیکدان بود و هم طبیب بود و هم موسیقیدان بود و هم اهل عرفان و سماع. برای این است که دوست دارم این مرد مرموز بارانی پوش را با آن صدایش "آرتیست خفن" بنامم. سوار تاکسی نارنجی اش (1387 ابراهیم وحید زاده) شوم و به شایعه (1388 داوود رشیدی) خاتمه دهم که همسر (فخیم زاده 1372) و کمال الملک (1362 علی حاتمی) برایش سوغات فرنگ (1385 قدکچیان) آورده اند که اتتلو و جعفر خان از فرنگ برگشته اند و مسافر ری (1379 میرباقری) در تله ی (1384 سیروس الوند) صمد و سامی گیر افتاده اما در نهایت این گروه نمایش پاییزه و این مرد بارانی پوش است که پیروز شیکاگو می شوند.

استاد سیروس ابراهیم زاده همان آرتیست خودمان است. آرتیست هم چون درویش هر کجا که شب آید سرای اوست. و سرای اکنون این مرد بارانی پوش در ادبیات و تاتر است. جای خالی اش را همه ی مردم بر پرده ی سینما یا صحنه ی تلویزیون حس می کنند. حضور او خود تاریخ هنر است. باید در روزی از این برگ ریزان ها پای صحبتش نشست و لذت برد از چگونگی اعجاز تلاش ها. لذت برد از تاریخ شفاهی در سینه اش از بزرگان هنر و ادب این خاک. لذت برد از تمام خضوع و مردم داری اش که ریشه در فرهنگ آبا و اجدادی ست.

معرفی نویسنده:

پرستو زارعی زاده ی آبان 1361
کارشناس زبان و ادبیات فارسی
صاحب شش اثر منتشر شده با محوریت شعر و داستان
1-با تو امشب تا خدا ( مجموعه شعر)
2-باور نمی کنید (مجموعه داستان)
3-حال قلبم که مپرس (مجموعه شعر)
4-لحظه های فیروزه ای (مجموعه داستان)
5-گیسوانم را به باد مشرق داده ام (مجموعه شعر)
6-در کافه ی قرارها بمان ( مجموعه شعر)
برنده ی جایزه ی نخست مسابقه ی نمایشنامه نویسی (یادواره ی احترام به قانون) در سال1377
مجری بخش داستانک برنامه ی یک فنجان آرامش / شبکه 5 سیما
ویراستار بیش از بیست جلد کتاب منتشر شده با محوریت ادبیات داستانی و روان شناسی
نویسنده ی نقدهای منتشر شده در روزنامه های شرق و اعتماد
بازی در تاتر (زن در آینه) به کارگردانی سیامک گل سرخ

ثبت نظر درباره «نگاهی به زندگی استاد" سیروس ابراهیم زاده "»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

2 * 8 = ?