کد مطلب:  64547 
درج نظر
درج نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
دکتر صدر و قهرمانی منچسترسیتی: اگر صدر زنده بود چه می نوشت؟!

دکتر صدر و قهرمانی منچسترسیتی: اگر صدر زنده بود چه می نوشت؟!

حالا که علاقه مندان دکتر صدربا بهانه و بی بهانه نام دکتر صدر را در رسانه ها مطرح می کنند، ما هم با کمک گرفتن از کتابهای دکتر صدر و قلم وی، یادش را زنده می کنیم
زمان مطالعه: 4 دقیقه

مهدی زارعی- توضیح ضروری قبل از مطالعه این نوشته:

نمی دانیم چرا جدیدا مُد شده است که بعد از مرگ افراد از تمام حربه های لازم استفاده می شود که نام و خاطره آنها زنده شود؛ حتی با شاخ و برگ دادن به آنها. چند وقتی است که می بینیم دختر حمیدرضا صدر در اینستاگرام و برادر وی در یکی از سایتها مرتبا مطالبی با عناوین زیر منتشر می کنند:

 

اگر بابا زنده بود...اگر حمیدرضا جان زنده بود، این را می نوشت، حمیدرضا جان فلان چیز را می گفت و...

 

مطالبی صرفا احساسی و بدون شناخت از ادبیات صدر. به نظر ما تنها تلاش این است که به شکلی اسم دکتر صدر مرحوم همچنان رسانه ای باشد. پس ما هم به خانواده او کمک می کنیم تا یاد حمیدرضا صدر زنده باشد. البته با استفاده از نوشته های او در کتابهایش و به سبک و قلم صدر؛ قلمی که این اواخر کیفیت را فدای کمیت می کرد و فقط می نوشت و می نوشت. بدون حتی یک ویرایش ساده.

وقتی هم که با صدر تماس می گرفتیم در حالی که تصویر او را در تلگرام می دیدیم، صدای غریبه ای را می شنیدیم که می گفت: این گوشی واگذار شده است!

اما صدر بعد از قهرمانی سیتی چه می نوشت؟

****

جنون فوتبال در شبی که استیو جرارد « اودیپ» شده بود. اودیپ که صبحها چهار پا داشت، ظهرها دو پا و در غروب زندگی سه پا. جرارد می خواست آخرین گل را برای لیورپول بزند. به یاد سر خوردن در بازی با چلسی..باخت( 2-0)...لغزیدن جام زرینه بال از چنگ لیورپول و تقدیم جام زرینه بال به من سیتی.

جرارد می خواست دیشب گواردیولا بر جام بوسه نزند، همین طور ادرسون بوسه نزند، همچنین استونز، همچنین فرناندینیو، همچنین لاپورت، همچنین کانسلو، همچنین دی بروینه، همچنین رودری، همچنین سیلوا، همچنین محرز، همچنین ژسوس، همچنین فودن، همچنین واتکینز.

استیوی به فینال استانبول فکر می کرد و قهرمانی. شبی بالا بردن جام زرینه بال بعد از بازگشت جنون آمیز لیورپول..شب شکست میلان..میلانی که دوباره بعد از 11 سال قهرمان شد...جرارد می خواست باز هم لیورپول قهرمان شود..و کلوپ جام را بالای سر ببرد..همین طور آلیسون بکر، همین طور آلکساندر آرنولد، همین طور ماتیپ، همین طور کوناته، همین طور رابرتسون، همین طور کیتا، همین طور هندرسون، همین طور تیاگو، همین طور ژوتا، همین طور مانه، همین طور صلاح.

لیورپولی که مثل ققنوس از زیر خرابه های فاجعه هیسل و هیلزبورو برخاست تا هفته آخر را این گونه شکسپیری کند. شکسپیر، هملت، اتلو، ژولیوس سزار، مکبث.

فینال لیگ..درست مثل سال 1973 و رقابت نفس گیر دقایق آخر دو تیم دربی کانتی و لیدز یونایتد. همان یونایتد نفرین شده..زمان بازی ناصرخان و همایون خان در فوتبال ایران و سلطنت برایان کلاف در جزیره. راستی که راحت شدی همایون خان! ناصرخانی که هنوز هم در ابرها نگاهش می کنیم. ناصرخانی که باید او اکنون پیشکسوت یونایتد بود. نه فرگوسن، نه بکهام، نه پالیستر، نه اسکولز، نه نویل، نه نیستلروی، نه شرینگهام، نه دوایت یورک، نه روی کین.

وقتی لیورپول گل نخست را خورد، به نظر رسید امشب، شب رویاهای محقق نشده برای بازنده سرفراز لیگ خواهد بود. اما این شب آبستن حوادث فراوانی بود. جرارد می خواست کاپیتان موبی دیک باشد.

گل اول زده شد، همین طور گل اول در بازی همزمان

حوادث به سود پپ.

پایان نیمه اول

حوادث به سود پپ.

آغاز نیمه دوم

حوادث به سود پپ.

گل دوم زده شد تا نفسهای حبس شده تماشاگران من سیتی همه را به یاد فیلم گلادیاتور بیندازد و نفسهای آخر راسل کرو. یک سناریوی تکراری. دست مثل قهرمانی ناتینگهام فارست در دهه 80، همین طور قهرمانی یوونتوس در دو دهه قبل، همین طور قهرمانی بایرن مونیخ در دو دهه قبل، همین طور قهرمانی پرسپولیس در دو دهه قبل.

اما تعویضهای پپ ققنوس وار سر رسید...سیتی گل اول را زد، همین طور گل دوم را،  همین طور گل سوم را. و زندگی دوباره … چه شبی بود برای استونز، همچنین فرناندینیو، همچنین لاپورت، همچنین کانسلو، همچنین دی بروینه، همچنین رودری، همچنین سیلوا، همچنین محرز، همچنین ژسوس، همچنین فودن، همچنین واتکینز.

حتی برای زینچنکو، و برای استرلینگ، همین طور گوندوغان.

اما نه برای آلیسون بکر، همین طور آلکساندر آرنولد، همین طور ماتیپ، همین طور کوناته، همین طور رابرتسون، همین طورکیتا، همین طور هندرسون، همین طور تیاگو، همین طور ژوتا، همین طور مانه، همین طور صلاح. صلاحی که فرعون نشد و اسپارتاکوس را نکشت!

همین طور نه برای ژوتا و نه برای کیتا.

جام زرینه بال به پپ رسید. همچون جیان لوکا مانچینی در یک دهه قبل و جیان لوییجی پیگرینی کمی بعد.

این منچسترسیتی بود که قهرمان می شد. نه لیورپول، نه چلسی، نه تاتنهام، نه آرسنال، نه منچستر یونایتد، نه وستهام، نه لستر، نه برایتون، نه ولوز، نه نیوکاسل، نه برنتفورد، نه استون ویلا، نه ساوتهمپتون، نه اورتون، نه لیدز، نه برنلی، نه واتفورد و نه نورویچ.

این لیورپول بود که در حسرت رسیدن به من سیتی می ماند، چلسی، و تاتنهام، و آرسنال، و منچستر یونایتد، و وستهام، و لستر، و برایتون، و ولوز، و نیوکاسل، و برنتفورد، و استون ویلا، و ساوتهمپتون، و اورتون، و لیدز، و برنلی، و واتفورد و نورویچ.

کاپیتان موبی دیک انتقامش را گرفت. شکسپیر انتقامش را گرفت. ژولیوس سزار انتقامش را گرفت. مکبث انتقامش را گرفت، اتللو انتقامش را گرفت، هملت انتقامش را گرفت و شهر آبی شد.

جرارد اودیپ شد که سرنوشت محتوم خود را پذیرفت و با دست خود به زندگی خاتمه داد. به هر حال شب رویایی برای آنهایی بود که تیمهای بزرگ را دوست دارند ولی چقدر باشکوه بود اگر تیمهایی از مناطق کارگرنشین مثل ویگان اتلتیک و ناپل قهرمان می شدند. یا حتی تیمهایی از اورنج کانتی، یا از ساوتهمپتون، یا از برنتفورد، یا از ولوز، یا از ساندرلند، یا بولتون، یا لوتون تاون.

درباره سلام دوباره میلان به جام زرینه بال ژولیوس سزار نیز در ادامه صحبت خواهیم کرد...

 

 

 

 

 

 

 

نظر خود را درباره «دکتر صدر و قهرمانی منچسترسیتی: اگر صدر زنده بود چه می نوشت؟!» در کادر زیر بنویسید :
4 + 8 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید